سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان فرشته ی مرگ



دانلود رمان فرشته ی مرگ


نویسنده : نیلوفر صبوری کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : 129

ژانر : غمگین , عاشقانه
خلاصه رمان :

قصه ی این رمان عاشقی تو یک نگاه یا ازدواج زوریو بعد عشق یا مدلای دیگه نیست این داستان دختریه که برای گرفتن حقش از کسی که تمام زندگیشو نابود کرده تبدیل به یه فرشته ی مرگ شده...
است
صدای نفسای تندو عمیقشو میشنیدمبا ترس گفت
.اریستا تو اشتباه میکنی اون انتقام میگیره .اون انقام منو میگیره. داداشم زندت نمیزاره
-هه ساکت شو احمق هیچ کس نمیتونه حتی به اریستا دست بزنه اشهدتو بخون تو دیگه اخر کاری
.اریستا من دوست دارم باور کن
ضامن کلتمو کشیدمو گذاشتم رو شقیقش که با گریه گفت
.تروخدا خواهش میکنم اریستا التم.....
ماشه رو کشیدمو تخ...تموم جنازش افتاد جلو پام به خونش که پاشیده بود رو تخت نگاه کردم
-احمق جون این یه جنگه توش بخشش وجود نداره فقط مرگه از خونه زدم بیرونو سوار Bmwمشکی خوشگلم شدم تمام زندگی من سیاه رنگی توش جا نداره جلوی در ویلا که رسیدم با ریموت بازش کردمو رفتم داخل که نمای ویلا نمایان شدو چشمم خورد
به اتیلا ادم کش معلم استاد همه کسم و هیچ کسم اومد جلو گفت
اتیلا.تموم مش کردی؟
.اره کیس جدید کیه؟
اتیلا.فردی به اسم ساماد دختر بازحرفه ای .......
-ادرس
اتیلا.اریستا برای امروز بسه...
-ساکت گفتم ادرس
ادرسو بهم گفت رفتم بالا لباساموعوض کردمو پریدم پشت ماشینو سمت سوژه بعدی روندم
.خودشه اینجاس کافی شاپ دارک هات( یعنی قلب سیاه)
رفتم نشستم پشت یه میزو سفارش قهوه دادم چش گردوندم تا پیداش کنم دیدمش سر یه میز با چنتا
دخترو پسر نشسته بود چشمش بهم بود وقتی دید نگاش میکنم سرشو به معنی سلام تکون داد که با زور لبخند زدمو با سر جواب دادم که بلند شد اومد سمتم
ساماد.سلام میتونم بشینم؟
.بعله البته بفرماید
دستشو اور جلو گفت
ساماد.ساماد هستم
با ناز دستمو گذاشتم تو دستشو گفتم
.اریستا اری صدام میکنن خوش بختم
ساماد.هم چنین
یه هفته بعد
تو ماشین نشسته بودمو به سرعت سمت ویلا میروندم ساماد تو دام افتاده بود یه هفته از اون روز میگذره
بلوتوث هنزفریو روشن کردمو زنگ زدم به اتیلا
اتیلا.الو
.اتیلا ماشین کارو اماده کن وقتشه
اتیلا.اماست منتظرتم
به خونه رسیدم تیپ همیشگیوزدمو سرتاپا مشکی ارایش مشکی با لبای قرمز کلت خوشگلمو، پنجه، بوکسو وچاقومم جاساز کردم سوار ماشین شدمو روندم سمت
خونش اروم از دیوار پریدم تورفتم داخل رفتم تو اتاقی که ساماد میخوابید صدا خفه کنو بستمو رفت بالا سرش هه تو بغل یه دختر با وعض ناجور گفته بودعاشقمه هه حقته پس باید تقاص پس بده پارچ اب بالا سرشو ریختم روشون که جفتشون پریدن و ماساد با ترس گفت
ماساد.ا..........اری........اریستا........تو
من....باور کن فقط...
.هیشششششششش ساکت
.وقت مرگته
کلتو گرفتم سمتش که دختره به گریه افتاد رفت جلوی ماساد وایستاد
دختره.توروخدا کاریمون نداشته باش ما عاشق همیم میخوایم ازدوا....
ماشه رو چکوندم تو سرش که خونش پاشید به ماساد
بابهت به جنازه دختره نگاه کردو گفت
ماساد.تو کی هستی چیکارش کردی دیونه
.خفه شو چون حالا نوبت تو تو باید تقاص
پس بدی
رفت سمت کلتش که رو عسلی بود برش داره که داد زدم
.ساماد
برگشت طرفم که مغزشو پکوندم
به جنازش یه لگد زدمو از روش گذشتم سرم خیلی درد میکرد باز این میگرن لعنتی افتاد به جونم روندم سمت خونه درو باریموت بازکردم داخل سالن که شدم بلند صدا زدم
-غزال ؟عزاله؟؟
غزاله با سرعت از اشپز خونه در اومد زنی حدو67ساله تپول مپول
غزال.جانم خانم جان بفر ماید؟
-حمومو اماده کن دوتا هم مسکن برام بیار باز این میگرن لعنتی گرفت
غزال.چشم خانوم
به سمت طبقه بالا اتاقم رفتم لباسامو بایه سارافن بلند مشکی عوض کردم قرصی که غزال اوردخوردمو بالباس تو وان اب داغ دراز کشیدم دوش حمومم باز کردمو
تنظیم کردم رو سرم که باشدت اب ولرم روبه داغ بریزه روم خیلی اروم پلکام بسته شدو رفتم تو خلسه
بابا.تو باعث ابرو ریزی من شدی من دیگه دختری به اسم اریستاندارم
مامان.چرا باما این کارو کردی مگه چی کم گذاشتیم برات ها؟؟
.ار ....یس.......تااا
.باچه رویی به من زنگ زدی گفتم که کار من دیگه تموم شدهالان دیگه بورو به شغل شریف ه .ر.ز.گ.ی.ت. برس
-ازت انتقام میگیرم پیدات میکنم نابودت میکنم هرجای دنیا که باشی میامو انتقام میگیرم تو تقاص یتیم کردنمو بی ابرو کردنمو میدی آرکا
.نه نکش منو نکش بخدا دیگه به هیچ دختری دست نمیزنم من پشیمونم اصلا من که به تو کاری نداشتم چرا
میخوای منو بکشی؟؟
-باید تقاص پس بدی تقاص دخترایی مثل منو من فرشته مرگ توام از طرف اونایی که زنشون کردی
.اریستا من عاشقتم
-تقاص تقاص باید پس بدی
.نه نه منو نکش التماس ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.