سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

باز باران


نام رمان : باز باران
نویسنده : سحر کاظمی

ژانر : #عاشقانه ‎

خلاصه :

باز باران بی ترانه...
بی نوای عاشقانه...
خسته از مکر زمانه...
غافل از حتی رفاقت...اشک هایی طبق عادت...روی دوش ادمیت...میخورد بربام خانه
قصه پر غصه دخترک مهربان و پرشیطنتی که باعث شادی و دلگرمی اطرافیان است اما غمی نهفته همیشه در دل دارد که باهربار بارش باران روانش را زیرو رو میکند و دریکی از این روزهای بارانی مردی پیدا میشود که چتر میشود دست نوازش میشود بر چشمانی که هیچ کس اشک را دران باور نخواهد کرد اما زمانه خوشبختی او را نمیخواهد و عاقبت سارا از مرد بارانی چتر خدا در روزهای غم جدا میشود و به دنبال انتقام میرود انتقام اما به نحوی دور از باور خلاصه میشود در عشق عشقی به وسعت تمام کینه ها....




مقدمھ
نبض احساست کھ یخ زد.....
ادم برفی شو ھرچھ دما کم ترشود تو پایدارتر میمانی
نبض احساست کھ اتش گرفت.....
مشتی خاک شوکھ نقشش از گل بھ ظرف اب بدل میشود در اتشی کھ میگویند تحمل ناپذیر است
نبض احساست کھ بارانی شد
چترت راببند چتر شو چتر بی چتر کھ شدی خیس میشوی اما قول میدھم تازه بمانی سرما میخوری
اما واکسینھ میشود روح و روانت
ساده نگاه کن حتی اگر پیچیده باشد ھرکس و ھرچیز کھ در ارتباط با توست بیا بھ زمان فرصت بدھیم
خودش مجھول ھا را معلوم میکند و گاھی ساده ترین ھایت را سخت ترین معمای ذھنت دست بھ
دست ھم دھیم تا داستان ساده اما پچیده ی ھمیشگی عشق را رمزگشایی کنیم
٣
بارون بی بھانھ میبارد و نداشتھ ھایم را بھ رخ داشتھ ھایم میکشاند کجایی؟؟؟؟کجایی بی وفا؟؟؟کجایی
کھ بیینی زیر چتر خاطراتت سرگیجھ میگیرم بیا واز این پوچی مبھم رھایم کن نیستی اما نبودنت
مانند پژواک صدا در ارتفاعات مدام تداعی میشود در این جدال پر تمنا نتیجھ ھرچھ کھ باشد بازنده
منم...خواستم بشکنی،میشنوی؟! صدای شکستھ شدنم از ساعت ھا ھق ھق گوش خراش تراست راست
میگفتی کودکم کودکی کھ خودازار است ازار تو شکنجھ تلخی بود بر روح و روان خودم چھ زیباست
از تو بھ تو پناه اوردن باختن و تلاش برای ساختن ھرچھ کھ ھست و نباید باشد
من عاشق بارونم وتو این ١٧ سال کھ ازخدا عمر گرفتم ھیچی مثل بارون تو روحیھ ام تاثیر نداره
حاضرشدم واز خونھ بیرون رفتم انگار اسمون زیادی دلش گرفتھ بود تو یھ خیابون پرنده ام بال
نمیزد وھر ماشینی کھ از کنارم میگذشت سرنشیناش با ترحم نگام میکردن ولابد پیش خودشون فکر
میکنن چھ کار واجبی دارم کھ تو این ھوا اومدم بیرون با این وجود بھ خودم افتخار میکنم بھ سلامتیھ
خودم کھ تو این ھوای دو نفره با تنھاییام قدم میزنم با این فکر لبخند نشست رو لبام اب از سرو روم
میچکید ھمون موقع یھ پسر کھ از نوع لباس پوشیدنش معلوم بود ادم متشخصیھ و میخواست ازکنارم
رد شھ کھ انگار دلش برام سوخت وگفت—تا جایی کھ مسیرمون یکیھ میتونیم با ھم بیایم
اون لحظھ میخواستم با پشت دست بکوبونم تو دھنش کھ نگاھم بھ چترش افتاد ونگاه قدر شناسانھ ای
کردم(باران شاید بھانھ ای باشد تا زیر یک چتر باشیم حتی در یک گذر)خاک برسرم باز توھم فانتزی
زدم کنارم ایستاد وچترشو گرفت روم سریع از زیر چتر اومدم بیرون وبا صدای بلند
گفتم_نھھھھھھھھھھ..
متعجب گفت_چرا؟مگھ کار اشتباھی کردم!؟
من_چترھارا باید بست....زیر باران باید رفت
یھو صدای خنده اش بین شرشر بارون بلند شد گفتم_بھ چی میخندی اقاھھ؟
بین خنده بریده بریده گفت_ب..بھ...تو
من—اون وقت چیھ من خنده داره؟
اقاھھ_یعنی تو از قصد بدون چتر اومدی بیرون؟
من_پھ نھ پھ ...خلی ھا تو
خنده اش شدت گرفت عصبانی شدم وگفتم_کوفت!رو اب بخندی
چترش رو بست وگفت_حالا رو اب میخندم اونم چھ ابی اب بارون
من_اِ وا...چرا چترتو بستی اقاھھ الان خیس میشی
حلا دیگھ جدی شده بود با لبخند گفت_چترھا راباید بست....زیر باران باید رفت
اصلا حال اون یارو رو نداشتم مثلا اومده بودم از تنھایی وموسیقیھ خدا لذت ببرم در حالی کھ اروم
قدم برمیداشتم ادامھ ی حرفای سھراب رو زمزمھ کردم_فکررا خاطره را زیر باران باید برد.
....باھمھ مردم شھر زیر باران باید رفت......دوست رازیر باران باید دید.......عشق را زیر باران
باید جست.......
در کمال ناباوری بقیھ ی شعررا اون خواند حالا دیگھ اونیز خیس بود چون چترش را بستھ بود (وای
خدا این یھ تیکھ صحنھ داره اونم از نوع ادبیش )
اقاھھ_زیر باران باید با زن خوابید..............زیر باران باید بازی کرد.......زیر باران باید چیز
۴
نوشت حرف زد نیلوفرکاشت .......زندگی تر شدن پی در پی
من_بھتون نمیخوره فازتون ادبی باشھ
اقاھھ_بھ تو ھم نمیخوره (ایششش چھ زود پسرخالھ میشھ)
بھ ساعتش نگاه کرد وگفت—برعکس پنجشنبھ ھای دیگھ چھ زود گذشت این پنجشنبھ
(پنجشنبھ؟امروزپنجشنبھ است )با شنیدن اینکھ امروز پنجشنبھ ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.