سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

کیانا


رمان کیانا

ژانر عاشقانه.اجتماعی

نویسنده : نیلوفر م کاربر دنیای رمان

خلاصه
داستان درباره ی دختری به اسم کیاناست که عاشق درس و دانشگاهه کیانای ما توی بچگی پدر و مادرشو از دست میده و پدربزرگش سرپرستیشو به عهده میگیره کیانای ما کنکور قبول میشه ولی توی رامسر پدربزگش شرطی براش میذاره که زندگیشو عوض میکنه..




کیانا ۱
ـ کیانا پاشو دیگه اه
ـ سوگند باز شروع کردی پاشدم‌ دیگه
ـ ایش
ـ تیلاو بیداره؟
ـ‍ اره بیدارم پاشو دیگه کیانا منتظر تو ایما دیوونه پاشو ببینیم کنکور چی شد
ـ خب چرا از نت نمیبینید؟
ـ چ میدونم‌این سوگند مگه‌ میذاره
*****
ـ کیانا راد رشته طراحی شهر‌ رامسر
از خوشحالی جیغ کشیدم ووواییی خدا یعنی قبول شدم نهار رفتیم بیرون مهمون من تیلاو و سوگند هم قبول شده بودن ولی سوگند تیلاو هم رامسر بود رفتم تو فکر خب من چجوری برم رامسر اقاجون میذاره یعنی ؟ درسته خونه جدا دارم و با سوگند و تیلاو زندگی میکنم و اختیارم دست خودمه ولی اقا جون
تیلاو ـ کیانا دیگه چی میخوای؟ قبول شدیم دیگه
ـ تیلاو داداشی مشکل من اقا جونه
ـ‌نگران نباش
بعد از نهار رفتم خونه اقا جون ی عمارت بزرگ بود مثل همیشه با خنده رفتم تو داد زدم
من ـ سلام اقا جون ببین کی اومده
خاله نرگس با ی دستمال تو دستش اومد
ـ سلام دخترم..خوبی عزیزم..
ـ سلام نرگس جون....خوبم مرسی اقا جون کجاست
ـ تو اتاق کار دخترم
ـ مرسی
از پله های با عظمت عمارت بالا رفتم نرگس جون خدمتکار خونه اقا جونه که با شوهرش علی اقا تو سرایداری زندگی میکنن خیلی سال پیش اومدن عمارت رسیدم به در مثل همیشه تقه ای به در زدم و رفتم‌تو یکی نیست بگه اخه دختر تو که ‌در میزنی پس چرا همینجوری میری تو؟
ـ سلام اقا جونی
ـ سلام دخترم خوبی عزیزم کنکور چی شد؟ قبول شدی ؟
ـ‌ اره اقا جون
محکم بغلم کرد با شیطونی گفتم
ـ اقا جون..خانم جون نیستم که اینجوری سفت بغلم میکنی ها...
ـ عه‌ دختر دستم میندازی؟
خندیدم
ـ حالا کجا قبول شدی؟
خنده رو دهنم ماسید
من ـ خب اقا‌‌جون من ... تو...ام...خب..چیزه
ـ کیانا چرا انقدر دست دست میکنی عزیزم ؟بگو دیگه
ـ خب اقا جون رامسر قبول شدم
ـ رامسر ؟ انشالله ایندفعه تهران قبول میشی
ـ اقا جون من میخوام برم کلی برای کنکور تلاش کردم..
ـ نه دخترم..بیشتر تلاش کن..
ـ اقا جون...با تمام احترامی که براتون قاعلم...ولی نمیتونم زیر بار حرفتون برم...من ی دختر ۱۹ سالم دیگه بچه نیستم من دیگه کیانا کوچولوی شما نیستم.. اقا جون من بزرگ شدم از پس خودم بر میام تا کی میخواید دست منو بگیرید تا گم نشم؟
ـ کیانا من مگه گفتم بچه ای؟ ولی اونجا دوره نمیشه گفتی من بزرگ شدم میخوام مستقل باشم گفتم باشه بهت اون خونرو دادم تو بهترین جا ولی دیگه نه اینکه تنها بری رامسر من این همه برات زحمت کشیدم این جوابمه؟
ـ اقا جون حرف شما درست ولی بخواطر اینکه مادرو پدرم ولم کردن بخواطر اینکه شما بزرگم‌کردین من باید برای شما از درسم از همه چیم بگذرم؟ باشه قبول از امروز دیگه بیخیال درس و دانشگاه میشم ولی بگید ببینم اون موقع راحتید؟ اقا جون این شما بودید که میگفتید کیانا اول درس بعد زندگی ؟اره اقا جون ؟
ـ من نخواستم درسو ول کنی ولی اجازه نمیدم بری رامسر
با گریه گفتم
ـ اقا‌ جون بذارید برم
ـ تا وقتی که سر پرستیت با منه میگم نه وقتی ازدواج کردی هر کاری خواستی بکن
ـ اقا جون حقیقت اینه که شما بیش از اندازه منو وابسته به خانواده کردید من نمیتونم هرچی شما گفتیدو قبول کنم..کیان میتونه بره ولی من نمیتونم؟ من میرم اقا جون
ـ حرف اخرته؟
ـ بله..
با تحکم گفت
ـ از خونه من برو بیرون
با بغض گفتم
ـ اقا جون
ولی جوابم سکوت بود رفتم بیرون‌ اشکام شدت گرفت تیلاو زنگ زد ریجکتش کردم رفتم خونه
سوگند ـ‌ کجا بودی ؟
‍ـ پیش اقا جون
ـ چی گفت ؟
ـ چی میخواستی بگه گفت نه ولی من میرم
ـ چجوری ؟
ـ چمیدونم
تیلاو ـ برو استراحت کن کیانا خسته ای
رفتم تو اتاق دراز کشیدم به حرفای اقا جون فکر کردم ازدواج ؟ برو بیرون ؟ رامسر دوره ؟ دوباره تلاش کن ؟ تا وقتی سرپرستید با.‌.
ی فکری تو ذهنم جرقه زد اگه ازدواج کنم چی؟ اونوقت میتونم برم ولی کی حاضره ؟ کیانا دیوونه شدی ها بیخیال‌‌ گوشیم زنگ خورد
من ـ جانم امیر ؟
ـ سلام کیانا خوبی عزیزم ؟
ـ سلام مرسی خوبی نفس؟
ـ خوبم مرسی کنکور چی شد‌ ؟
ـ هــــی
ـ قبول نشدی؟
ـ چرا شدم
ـ وووااااییی مبارکه گلم چرا ناراحتی پس؟
ـ امیر اقا‌جون نمیذاره برم
ـ وووااا چرا ؟
ـ‌ رامسر قبول شدم !
ـ او اشکالی نداره اقا جونم موافقت میکنه دیگه
ـ گمون نکنم خودت خوبی ؟ ارزو خوبه ؟
ـ اونم خوبه سلام میرسونه
ـ سلامت باشه سلام برسون
ـ باشه نفس کاری باری؟
ـ نه عشخم بای داداسی
ـ بای
قطع کردم ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.