سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان دختران سرکش



دانلود رمان دختران سرکش


نویسنده : نادیا روزبه

تعداد صفحات : 344

ژانر : طنز،همخونه ای،عاشقانه

دانلود رمان دختران سرکش

خلاصه رمان :

داستان درباره سه تا دختر خوشگل و شیطونه که برای گرفتن لیسانس به شیراز میرن و اونجا توی آپارتمانی که یکی از واحداشو اجاره کردن با سه تا پسر همسایه میشن و طی این یه سری اتفاقات میوفته که.....

ادامه رمان:
جلوی آینه قدی اتاق ایستاده بودمو مقنعمو مرتب میکردم که صدای عصبانی کیانا به گوشم رسید:نفس تا سه میشمارم اگه اومدی که اومدی نیومدی میریم.بدو دیگه دیرمون شد.
از بچگی همینطور بودم وقتی میخواستیم جایی بریم آخرین نفری که از در خارج میشد من بودم.
بلند گفتم:اومدم
اولین روز دانشگاهمون بود ولی اصلا استرس نداشتم ولی برعکس من اون دوتا خیلی استرس داشتن.از اتاق بیرون رفتم.
تانیا با حالت مسخره ای گفت_خیلی زود اومدی دو دقیقه دیگه وقت داریا
با نیش شل ومسخره مثل خودش گفتم:إ...جدی؟؟
برگشتم که برم کیانا از پشت دستمو کشیدو گفت:بیا ببینم
نگاش کردم چه اخمی داشت یا امام چاردهم.سریع پریدم لپاشونو ب*و*سیدمو جلوتر از خودشون رفتم وگفتم:بریم دوست جونیا
کفشامو پوشیدمو ایستادم خودمو صاف کردم اومدم از پله هابرم پایین که کیانا گفت:چقدم که روت کم میشه
میخواستم برگردم جوابشو بدم که تانیا یکی نسبتا آروم زد پشتمو گفت :بروبابا دیر......
چون اول پله ها بودم تعادلمو از دست دادم
بامخ داشم میرفتم رو پله ها که خوردم به ی چیزی دیوار بود آیا؟نه ی چیزی نرم تراز دیوار این چیه؟همین جوری داشتم فکر میکردم که این چی بوده که یک صدایی ازش دراومد:خوش میگذره
یا امام زاده سهراب دیوار مگه حرف میزنه??
بدون اینکه سرمو بلند کنم کمی ازش فاصله گرفتم وبعد همون طور که سرم پایین بود از کفشاش شروع کردم کفشاش اسپرت سرمه ای شلوار تقریبا جذب مشکی با تیشرت سرمه ای جذب که ماهیچه های ورزیدشو به به نمایش میذاشت.......جونم تیپو..
صبرکن بینم این که آدم فکرکنم پسر باشه...فکر کنی؟نه واقعا پسره
آنالیزو دوباره از سر گرفتم:لبای...إ چرا کجه وا....نکنه عقب مونده اس
ل*ب*ش تکون خورد:تموم شد؟؟
دست از آنالیز برداشتم و کامل نگاهش کردم پس بگو چرا ل*ب*ش کج بود پوزخند زد....چییییییی؟؟؟پوزخند؟؟؟
اخم کردم و زیر لب جوری که نشنوه
گفتم:مرض
نگام کردو گفت:چیزی گفتید؟؟
ای وای فهمید اصلا به درک
گفتم:آره گفتم مرض
باتعجب نگاهم کرد ولی سریع خودشو جمع کرد وخودشو خونسرد نشون دادتا خواست چیزی بگه این کیانا مثل سه نقطه اومد دستمو کیشید و اروم گفت:بس کن دیرمون شد وروبه آقای شل مغز گفت:من معذرت میخوام فعلا
شل مغز:موردی نیست بچه اس دیگه..
بی ادب..تا اومدم جوابشو بدم ی سه نقطه دیگه اومد روبه شل مغز گفت:
رادوین چی شد آوردیشون دیرشد ها
بعد نگاهش اوفتاد به ما و گفت:اتفاقی افتاده؟؟
فکر کنم دوست این آقا شل مغزه بود.
تانیا سریع جواب داد:نه.
وروبه منو کینا با اخم گفت بریم...
تارسیدیم پایین
کیانا سریع برگشت سمت منو گفت:رفتارت واقعا بد بود
_خب چی کار کنم از پوزخندش عصبانی شدم
تانیا _خب حق داشت داشتی با چشمات میخوردیش
با لبخند گفتم: مگه چشم چیزی میخوره؟؟
کیانا_بی مزه
_باشه بریم که دیره
تانیا_چه عجب!!!!
_چی???
تانیا با قیافه ای پریشون نگام کردو گفت هیچی..خنگم که شدی
کیانا_بسه دیگه سوار شید نیم ساعت از کلاس رفته
سوار شدیم کیانا رانندگی میکرد دیگه چیزی نگفتیم
یاد چهار روز پیش افتادم(مامان_میخوای چیکار کنی؟
_چی رو؟
_ _دانشگاتو
_هیچی
_ _ینی چی؟
_ینی اینکه میرم
_ _تا شیراز چه طور میخوای بری؟؟
کجا میخوای بمونی؟؟ آخه ی دختر تنها تو شهر غریب....
پریدم وسط حرفشو گفتم_با هواپیما میرم تنهاام نیستم تانیا وکیاناام هستن
_ _اوناام معماری قبول شدن؟؟؟
_بعله مامان جونم نگران نباش
_ _پس چرا شقایق جون چیزی نگفت؟؟(مامان تانیا)
_نمیدونم شاید وقت نکرده...بهت میگه
__برای خونه میخواید چی کنید؟؟
_دایی کیانا آشنا داره تو شیراز اون برامون آمانی چیزی جور میکنه.
لبخند زدو گفت: ایشالله که سه تا تون موفق شید..)
با صدای کیانا که گفت رسیدیم به خودم اومدم
از ماشین پیاده شدم... ماشینمون ماکسیما بود...
تا پیاده شدیم ی اسپرتیج مشکی کنارمون پارک کرد..
از در جلو یکی پیاده شد درو بست وبرگشت....إ این که شل.....اونم چشمش خورد به من چشم غره ای براش رفتم و رومو برگردوندم وبه راه افتادم...
#نادیا
#لحظه های عاشقی

کیانا_هووووی نفسسسس کجا؟ صبرکن.
وایسادم اما برنگشتم.
وقتی اومدن کیانابااخم گفت_چته ؟...مثل...لااله الاالله..سرتو انداختی پایین و داری میری .
برای اینکه جو عوض بشه گفتم:بچه ها بعد از کلاسا کجا بریم؟
تانیا_پوووووف
کیانا_انگارنه انگار با این ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.