سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان اشپز باشي


رمان اشپز باشي

نويسنده : محمد ستاري

رماني سراسر خنده و کلکل...

پر از کلکل و تلافي...

با ژانر طنز...


خلاصه:
راجع به دختري به اسم سوگل هست که پدرش صاحب يکي از بهترين رستوران هاي شهر تهرانه و دنبال يه سري اشپز ماهر هستن...

در اين بين با دانيال پسري شوخ، مغرور و البته همه روز و شبش با تلافي ميگذره اشنا ميشن...که به عنوان سر اشپز رستوران معروف اشپز باشي انتخاب ميشه...دانيال از اول سر شوخي و البته تلافي رو با سوگل باز ميکنه و...........

پايان خوش...



با جيغ جيغاي ترانه از خواب کوفتي پاشدم...اهههههه تو روحت ترانه به قران اگه پاشم پدرتو درميارم...

ترانه: اگه تونستي دربيار...

مثل جت بلند شدم و به طرف ترانه خيز برداشتم...موهاي قهوه اي و بلندشو ميکشيدم و اونم مثل خر ار ار ميکرد...

ترانه-ايييييي اشغال ول کن موهام درد گرفت...

-تا تو باشي ديگه اينقدر سر و صداي الکي نکني...دختره ي احمق...مگه من گوشي کوفتيتو برداشتم که زر زر ميکني...نذاشتي بخوابم...

ديگه از صداي جيغ جيغ ترانه خسته شدم بنابراين موهاشو ول کردم...

-ديگه واسه من گنده بازي درنياري وگرنه دفعه بعد موهاتو از ته قيچي ميکنم...

-وااااي وااااي ترسيدم

خواستم دوباره به طرفش برم که مامان داخل اتاق شد...

مامان-خانوما چه خبرتونه؟ اگه يه کسي ببينه نميگه اينا دختراي کين؟ چرا اينقدر بي کلاس و بي اصل و نصب حرف ميزنن؟ يکمي به فکر اصالت خونوادگي باشين...راستي ترانه خانوم گوشيت دست سوگل نيس دست منه...ديشب از بس چت کردي خوابت برد منم ديگه گوشيتو تا دو روز نميدم که حالت جا بياد...راستي واس شماهم دارم سوگل خانوم...

ترانه-مامان مگه چيکار کردم تورو خداااا

مامان-حرف نباشه...

ترانه با زار زار و به قول معروف اشک الاغ ريختن به طرف در رفت و مامان هم شروع کرد به دستورات هميشگي...

مامان-سوگل خانوم لطفا درست و حسابي لباس بپوش امروز اقاي کمالي داماد پسرخالم مياد رستوران بابات...توهم که حسابدار رستوران و دختر بزرگ اقاي شهرياري هستي... ميدوني که پدرت صاحب يکي از بهترين رستوراناس و تو بايد اصل و نصب خانوادگي رو حفظ کني...

-بله ميدونم...همه چيزو ميدونم...ميدونم که بابام مايه داره و صاحب يکي از رستوراناي معروف تهرانه و منم بايد با توجه به اصالت خونوادگي رفتار کنم و اين برام سخته...

مامان-واااااي بايد طرز حرف زدنت هم عوض کني...اين طرز حرف زدن اصلا به خونواده ي ما نميخوره...در ضمن چه سخت چه راحت بايد تحمل کني و خودتو با اين شرايط وفق بدي...مفهومه؟

با سر تاييد کردم و اووووووف بلندي کشيدم...واااي خدايا اخه من چه گناهي کردم که مثل خرس تو قفسم...هميشه بايد مثل يه تو سري خور حرف مامانو بي برو برگرد انجام بدم... و مخصوصا اين روزا که ديگه رستوران حسابي رونق گرفته و حسابي طرفدار داره تا جايي که نام خوش رستوران اشپز باشي همه جا پيچيده حتي تا کشورهاي اروپايي...

مامان-حالا هم بيا صبحونه بخور بعد بايد بري رستوران پدرت منتظره...کاراي شرکت عقب افتاده...فقط درست و حسابي لباس بپوش...

-چشم...

مامان از اتاق بيرون رفت و منم روي تخت دراز کشيدم...اههههههه اين مامان اعصاب واسم نذاشت که...بايد به اين مرجان زنگ ميزدم که جزوه هاي جلسه هاي قبلو واسم بياره...گوشي موبايلمو برداشتم و شماره ي مرجانو گرفتم...

-بله!

-بله و بلا...دختره ي احمق مگه قرار نبود جزوه هارو واسم بياري؟

-اول سلام

-عليک حالا بنال...

-شما که پولدارين...راننده دارين...مستخدم دارين...به يکيشون ميگفتين بياد از جلو درمون بگيره...

-مرجان زر زر نکن...اعصابم خورده...بگو کجا ازت بگيرم...منکه نميتونم بيام خونتون چون دارم ميرم رستوران...کارا عقب افتاده...

-نميدونم

-اخه خاک بر سر تو کي ميدوني که بار دومت باشه؟

-رستوران خوبه؟

-اهااااان اون مغز اکبندت بالاخره کار کرد...رستوران خوبه...

-ادرس

-ميفرستم بهت...

-باشه عزيزم باااااي فعلا...

-باي

گوشي رو پرت کردم رو تخت و به طرف پذيرايي که چي بگم قصر خونه راه افتادم. سالن پذيرايي طبقه اول قرار داشت و دو طبقه هم بالاي پذيرايي بود که اولين طبقه بيستا اتاق خواب داشت و دومين طبقه هم از همين قرتي بازي ها چه ميدونم اتاق کار و اتاق موسيقي و اينجور چيزا...مردم يه اتاق پيدا نميکنن توش زندگي کنن ما هم توي يه قصريم و چهل تا چهل تا اتاق داريم و هر کدومو واسه يه قرتي بازي اختصاص داديم.

از پله ها پايين مي اومدم که سارا خدمتکار مخصوص مامان در حال بالا اومدن بود.

سارا-صبح بخير خانم

-صبحت بخير جيگر

ازين حرفم تعجب کرد.جوري که انگار يه سطل اب رو سرش ريختن. مثل لبو قرمز شده بود.نميدونست چي بگه که من پيش دستي کردم و گفتم: مامان گلم کجاس؟

-سر ميز صبحانه منتظر شما هستن سوگل خانم

-باشه ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.