سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

فصل تاریکی-جلد دوم زاده تاریکی


نام رمان: فصل تاريكی جلد دوم

نويسنده : ldkh کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر: تخيلي

تاييد كننده: £Lⓐh£

ویراستار: Arezo.N


خلاصه جلد يك رمان:

داستان یه دختر، دختری که توی دنیایی میره که حتی توی تخیلش هم نیست. به خواست خودش نمیره، اون رو با زور و اجبار به دنیایی که از نظر انسان‌ها خیالیه، بردند و پای دخترک، به دنیای اسرارآمیز باز شد. دنیایی که اتفاقات خوب و بدی رو براش به نمایش می‌ذاره و سختی‌های زیادی رو بهش تحمیل می‌کنه و اون رو تبدیل به زاده تاریکی می‌کنه، زاده‌ای که در آخر…



خلاصه جلد دوم:

اين رمان ادامه زاده تاريكيه و جلد دومش محسوب ميشه! در اين جلد خواهيم خواند كه:

دختر داستان دچار فراموشي شده و نمی‌دونه كجاست، كيه و يا چه‌طوری اومده به مكاني جديد! در راه با زني آشنا ميشه كه توسط اون موفق ميشه كه گذشته‌اش رو به ياد بياره و... پايان



سخني از نويسنده:

سلام دوستان براي كساني كه جلد يك رو نخوندن و در حال حاضر دارن جلد دو رو می‌خونن خلاصه‌اي از جلد يك بگم. خب برمی‌گرديم سه سال عقب.‌ (دليلشو ميفهميد در رمان)

دختری معمولی به طور اتفاقي پاش به سرزمينی عجيب باز ميشه. توی سرزمين، دشمن‌هاي زيادي پيدا مي‌كنه كه يكي از مهم ترين‌هاش مايك، پادشاه شياطين هستش. كسي كه همه آرزوی نابوديش رو دارن؛ حتي دختر داستان آرتيميس. دختری زميني كه میفهمه زاده تاريكيه و دست به كاری بزرگ ميزنه. به دنبال معجون عمر مايك ميره و پس از رد كردن موانعي زياد، معجون رو به دست مياره ؛ اما با حقيقتي تلخ رو به رو ميشه. براي پايان دادن به زندگي مايك، زندگی خودش هم پايان پيدا ميكنه و اين نقطه پايان، شروعی تازه برای جلد دومش محسوب ميشه. با اين‌حال بازم توصيه مي‌كنم اول جلد يك رو بخونيد؛ چون جواب معماهای جلد يك توی اين جلد قرار می‌گيره.



مقدمه:

فصل فراموشي آمده! نوای فراموشی می‌نوازد...

خاطره‌ها را نابود می‌كند،

لبخندها را می‌دزد،

سرقت احساس می‌كند....

اما!

آيا می‌تواند سرقت از تاريكی كند؟

تاريكي كه خواب است، با نوای فراموشی برمیخيزد! وقت حكم‌فرمانی ابدی تاريكی فرا رسيده است.

فصل تاريكي در راه است همراه با زاده تاريكی!

تاريكي... برگشته است!

***



ــ كي هستی؟

چشم‌هام‌ رو به چشم‌هاش دوختم و با لحن سردی گفتم:

ــ نمی‌دونم!

آهي كشيد و گفت:

ــ اسمت چيه؟

نگاهم رو به پايين انداختم. چرا پاهام اين‌قدر سرد بود؟ زمزمه كردم:

ــ نمی‌دونم.

زن: حتي نمیدونی از كجا اومدی؟ يا چه‌طوری اومدی؟

به چشم‌های متعجش نگاه كردم. پوزخندي زدم‌ و گفتم:

ــ‌ نه! نمي‌دونم.

پوف كلافه‌اي كشيد. خواست بره كه جرقه‌ای توی ذهنم زده شد. شايد اگه خودم‌ رو می‌ديدم به‌ ياد می‌آوردم. آره، خودشه! با چشم‌هام دنبال آینه گشتم. تازه متوجه اطرافم شدم. داخل خونه‌ای نيمه اشرافی، با وسايل های زيبا و چشم‌گير كه از زيبایی و تميزی برق می‌زدند، بودم. نگاهم به شئ شفافي افتاد. لبخندی رو لبم شكل گرفت. از جا پريدم و به طرف آينه‌ای كه زيبا بود، رفتم. جلوی آینه ايستادم و خواستم خودم رو ببينم كه خشكم زد. چشم‌هام از زور بهت گشاد شده بودن. قدمی عقب رفتم. يعني چي؟ چرا؟ چرا تصوير من توی آينه نبود؟ آب دهنم رو قورت دادم و بلند گفتم:

ــ خانوم؟

زن اومد پيشم و گفت:

ــ چی شده؟

نگاهش كردم و با استرس گفتم:

ــ تصوير من توی آينه نيست! چرا؟

لبخندی زد و گفت:

ــ معلوم شد نمي‌دونی كجا هم هستي. بيا بشين تا برات چای بيارم و برات توضيح بدم.

و بعد من رو روی صندلی سلطنتی نشوند و خودش رفت تا چای بياره. سرم رو به صندلي تكيه دادم و چشم‌هام رو بستم. فكر كردم، فكر كردم.

به اين‌كه چرا اين‌جام؟ اين زن كيه؟ چرا وقتی چشم‌هام رو باز كردم منظره روبه‌روم به زيبايی يه تابلوی نقاشي بود؟ اون‌قدر زيبا كه باورش سخته توی دنيای معمولي باشه! چرا لباس‌هام با بقيه فرق داره؟ همين‌طور درحال سوال پرسيدن بودم كه صداي زن من رو به خودم اورد.

ــ بيا دختر جون.

چشم‌هام رو باز كردم‌ و فنجون چاي رو از دستش گرفتم. من الان نبايد اين گرما رو حس كنم؟ پس چرا... صدای زن رشته‌ی افكارم رو پاره كرد.

ــ مي‌دونم گيجي، اين‌كه چرا خودت رو توی آينه نديدي، يا اين‌كه چرا چيزی رو به ياد نمياری.

به چشم‌هام زل زد و افسوس‌وار ادامه داد:

ــ تنها كساني كه جزء افراد خطرناك و خاص محسوب ميشن حافظه‌شون پاك ميشه، اين قانون اين سرزمينه.

اخم‌هام رو توی هم كشيدم. من خطرناك بودم؟ برای همين حافظه‌ام پاك شده؟فنجون رو زمين گذاشتم و گفتم:

ــ منظورتون از سرزمين چی بود؟

به صندليش تکیه داد و گفت:

ــ‌ مي‌دونم شوك‌زده ميشي، ولی اين سرزمين يه فرق ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.