سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان عشق کیلویی چنده ؟



دانلود رمان عشق کیلویی چنده ؟

نویسنده : Dokhiوروجک (Raha F)

تعداد صفحات : 359

ژانر : طنز ، پلیسی ، هیجان انگیز، کل کلی

دانلود رمان عشق کیلویی چنده ؟

خلاصه رمان :

با 5 دختر 5 پسر

که ناخواسته باهم تو یک ماموریت قرار می گیرن

ادامه رمان:
اپاما
من:دخترا اماده اید
دخترا : بللللللللله
همه ی بچه ها با ماشین خودشون دارن میان بریم پیشه رها جون چون تازه وارد بیمارستان شد خوب ای وای حواسم پرت شد ما دخترا عادت داریم توی خیابون با هم کورس بزاریم
حالا هم همین طور .بازم پلیسا چون خودمون این کاره ایم می ریم حال گیری حالا بگو چیکار می کنیم
چهار تا ماشین با کلاس می ریم ماشین پلیسو دور می کنیم بعد اینه هاشو می شکونیم الفرار
وای بالاخره رسیدیم این جا چه خبره انگار قوم مغول ها حمله کردن 5 تا پسر رها رو دور کردن رها رو ا کردم دید داریم میریم سمتش یک نفس عمیق کشید و رو به من گفت
رها: وای آپاما اومدی خدارو شکر روانی شدم
من : چی شده مگه
رها: بابا این اقایون اومدن میگن یا اقای شریفی رو سالم از این اتاق اشاره به اتاق عمل بیرون میارین بیرون یا جنازه شما میره پیش این اقا 《 اقای شریفی پدر سامیاره که پسرا خیلی دوسش دارن 》
هیلا: وا یعنی چی ؟ برا چی اینجوری می کنن؟
رها: من چه میدونم
سامیار : هوی خانوم درست حرف بزنا
من: هوی تو کلات اقاهه فکر کردی اومدی چاله میدون اتا انداختی پس کلت هوار می کشی
فرسام : بیا گل بود به سبزه نیز ارسته شد ( بچه ها فکر کنم درست گفتم )
هیلا : اونوقت یعنی چی؟
فرسام : یعنی شما خفه
هیلا: نفهمیدم چی گفتی ؟تو به من توهین کردی ؟ تو خیلی غلط کردی خیلی بیجا کردی فکر کردی کی هستی که با من اینطوری حرف می زنی
فرسام اروم اروم جلو اومد هیلا با گستاخی تمام توی چشماش زل زد اصلا حاضر نبود کم بیاره
یکدفعه تق چی بود؟ ای سیلی که فرسام به هیلا زد
هیلا از شدت عصبانیت می لرزید
منو تیسا عصبانی اومدیم جلو
تیسا: هوی اقاهه فکر کردی کی هستی برد پیت یا جاستین بیبر خیلی خودتا دسته بالا گرفتی تو هیچی نیستی حالا هم راه بیوفت بریم کلانتری برا چی زدیش مگه ازار داری هان؟؟؟؟؟؟
شروین : برای چی بیایم کلانتری تو کی هستی که به ما دستور می دی
خوب حالا داستان جالب شد سه تا سرگرد هیلا من تیسا کارتامونو در اوردیم چشم پسرا شد قد ماهیتابه هیلا که از شک در اومد از این فرصت استفاده کرد قبل از اینکه کسی جلوشو بگیره رفت جلو فرسام تق تق تق سه تا سیلیه محکم و شق تو دهنی بود که به فرسام زد اوه اوه اوضاع خطری بود همه توی شک کار هیلا بودیم
رها سریع اومد جلو هیلا رو کشید کنار تیسا اومد جلو پسرا رو به سمت در خروجی راهنمایی کرد و گفت: بفرمایید کلانتری
شهریار اومد جلو گفت : حتما باش تا بیایم
تیسا چنان دادی زد که بیمارستان به لرزه در اومد تیسا : خفه شو بییییییییرون
پسرا اومدن بیرون دخترا رو به پسرا هر کدوم بیاین تو ماشینه یکی از ما همه پسرا رفتن نشستن
فرسام
وای که چقدر عصبانی شدم دختر به این گستاخی تو عمرم ندیدم عجب زوری داشت دهنم پر خون شد اه اه
همه رفتن سوار شدن فقط ماشینه هیلا خالی بود وای نه عجب گرفتاری شدیم امروز ، اصلا خر ما از کره گی دم نداشت
آپاما
این رها با پسرا چی کار کرد اوف یه سر باید به تیمارستان بزنن همه از دم روانی ایشش این پسره نچسب باز اومد
سامیار
به به اینا چقدر خوشکلند ولی این دختره اپاما چرا اینجوریه وایسا الان درستش می کنم
چنان دادی زدم که چسبید به سقف
من : دهه چه معنی می ده دختر به پسر سیلی بزنه هااااااا!
ای وای مثل اینکه زیاده روی کردم این دختر به چشم ترحم منا نگاه می کنه حتمی فکر کرده من روانی ، سادیسمی چیزیم
آپاما
اگه دو دقیقه پیش به سالم بودن این پسر ایمان داشتم الان حرفمو پس می گیرم - سر من داد می کشه
من: هوی چته چرا رم می کنی مثل اینکه شما همتون از دم دیوانه اید چه خبرته مگه چاله میدونه ( اینارو با ای بلند گفتم )
سامیار : تو چته چرا داد می کشی کر شدم
من: اول تو شروع کردی
سامیار زیر لب زمزمه کرد : خفه بابا
من: چچچچچچچچچی؟
سامیار : همون که شنیدی
من: خفه بابا
سامیار :چچچچچچچچچی ؟
من : همون که شنفتی
سامیار : چرا حرف منو تکرار می کنی
من : یا ساکت می شی یا به غلط کردن می ندازمت
سامیار
به این دختره اعتمادی نیس می زنه دکوراسیونه صورتمو به هم میریزه پس خفه می شم
رادوین
خوب شد نگفتم چیکارم هه هه هه الان می فهمن با کی طرفن ولی خدایی به سنشون نمی خوره سرگرد با شن راستی این دختره چی کارس خیلی ارومه کلا رو سایلنته
من : ببخشید می تونم یه سوال بپرسم
پالیز : بله بفرمایید
من :شغلتون چیه ؟
پالیز : مهندس عمران
من :چه عالی
پالیز : شغل شما چیه ؟
من : پلیسم ( خاک تو سرم لو دادم ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.