سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان شکارچی من



نام رمان:شکارچی منـ…
نویسنده : sedna.z
ژانر:طنز،هیجانی
تیرشلیک شــد…..
شکارلبخندی برلبــــ….
قطره ای اشک سرخ رنگ گوشه ی چشمش معلق بـــود….
بزن تیروبشکاف این سینه را…
که آغوش من بسته هرگزمباد…
شکاردرون خون خویش میرقصد….
شکارچی می گرییدوهم آغوش شکارمیرقصید…
همه جالاله رویید…
عشق من متولدشد…..

خلاصهـ:
یه دخترشیطونـ….
مهربونـ….
دیووونهـ….
به همه کمک میکنه سرخودش بی کلاه میمونهـ….
یه فضولی نابه جامی کنهـ…
یه فضولی خطرناکـــ….
زندگیشوتغییرمیدهـ….
ولی اون تغییرباعث زجروعذابش میشهـ….
سمت دیگه یه پسرخُل که هیچی براش اهمیت ندارهـ…
زندگی خودشوبه گَندکشیدهـ….
تنهاست وتنها….

قسمتی از رمان شکارچی من »

پوزخندی زدمـ:تموم شد؟
دستاشوروچشماش گذاشتـــــــ وهای های گریه کرد
ازروی صندلی بلندشدم که ترسیدوتوکنج دیوارمخفی شد…..

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ… فهمیدی?
چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ…
دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ…فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ…حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ….
وقتی رفتــ ارجمندداخل شد…:سلامـ آقـــــابامن امری داشتید؟
نگاموازپنجره به چشمای تیزوبرنده ارجمنددوختمـــ:این دختره واخراج کنـ…
متعجب خواست سوالی بپرسه که گفتمـ:نمیخوام هیچ حرفی بشنومـ فقط اخراجش کن تاحساب کاردستش بیاد…
سری تکون دادورفتـــــــــــ…

***

خسته ازمنتظرموندن تواین فرودگاه مسخره محکم باپام به یکی ازصندلی هازدم که تافیهاخالدونم آتیش گرفتـــــــــ….
آخ پامــ وای پــــــامـــــ
صدای پسری وشنیدمـ:خانوم حالتون خوبهـ؟
چشاموبه خاطردردبسته بودمـ…اووف اصن نمیتونستم حرف بزنمـ
ـ خانوم مگه کوریدکه صندلی وندید؟
ادامه رمان:

مقدمهـ:

تیرشلیک شــد.....

شکارلبخندی برلبــــ....

قطره ای اشک سرخ رنگ گوشه ی چشمش معلق بـــود....

بزن تیروبشکاف این سینه را...

که آغوش من بسته هرگزمباد...

شکاردرون خون خویش میرقصد....

شکارچی می گرییدوهم آغوش شکارمیرقصید...

همه جالاله رویید...

عشق من متولدشد.....

پوزخندی زدمـ:تموم شد؟

دستاشوروچشماش گذاشتـــــــ وهای های گریه کرد

ازروی صندلی بلندشدم که ترسیدوتوکنج دیوارمخفی شد.....

خم شدم وبهش نگاه کردمـ:ببین دورم زده باشی جوری دورت میزنمـ جوری به خاک سیاه میشونمتــــ که اسممویادت نرهـ... فهمیدی?

چشمای گریونشوبهم دوختـــ :بخدامن اینکارونکردمـ...

دادزدمـ:چرت وپرت حواله نکنـ...فقط بفهمم فقط آماربگیرمـ توباعثشی خودت دیه بقیشوحدس بزنـ...حالاازجلوی چشمام گمشو

به سختی ایستادودرآخرنگاهی بهم کردکه اخم وحشت ناکی کردمـــ....

وقتی رفتــ ارجمندداخل شد...:سلامـ آقـــــابامن امری داشتید؟

نگاموازپنجره به چشمای تیزوبرنده ارجمنددوختمـــ:این دختره واخراج کنـ...

متعجب خواست سوالی بپرسه که گفتمـ:نمیخوام هیچ حرفی بشنومـ فقط اخراجش کن تاحساب کاردستش بیاد...

سری تکون دادورفتـــــــــــ...

***

خسته ازمنتظرموندن تواین فرودگاه مسخره محکم باپام به یکی ازصندلی هازدم که تافیهاخالدونم آتیش گرفتـــــــــ....

آخ پامــ وای پــــــامـــــ

صدای پسری وشنیدمـ:خانوم حالتون خوبهـ؟

چشاموبه خاطردردبسته بودمـ...اووف اصن نمیتونستم حرف بزنمـ

ـ خانوم مگه کوریدکه صندلی وندید؟

باعصبانیت چشاموبازکردمـ تایه چی بارش کنمـ که خندیدومن پریدم بغلشـ:خودت کوری میمون خوشگلــــــ پاهام کپک زدن ازبس واسادمـ

خندیدوپیشونیموبوسید:شامپانذه اینجاایرانه هااینجوری آویزون من شدیا

پاموگذاشتم زمین که دادم رفت هوا:واخ پام خیلی درمیکنهـ

شیطون خندید:یعنی بغلت کنمـ؟

نیشموبازکردم که گفت:آخ کمرم دردمیکنه آخ پام دردمیکنهـ..

بادستم همچین زدم توپهلوش که گفت:چشم چشم نزن وحشی

دستشوزیرپام انداخت وگفت:اون قراضت کجاستــــــــــ؟

کفشموازپام دراوردمـ:اولندش قراضه عمتهـ دومندش تومگه خودت خونه نداری که میخوای بیای خونه منـــــ!؟

لپموگازگرفت:منوتونداریم که اورانگوتان

نگاش به ماشینم افتادکه اون سمت پارک بود:باووویه رنگش میکردی این لامصبو

باذوق گفتمـ:ببین مَهام اسممواینجاچسبوندمـ

خندید:اسمتوزدی ماشینتوگم کردی بیارنش تحویل بدن بهتــــــ

لباموغنچه کردمـ:خیلی بیشعورd

سوارپرایدخوشگلم شدمـــ ودرهاروقفل کردم پنجره وپایین دادمـ:خودت بیا

بعدگازدادمـــــ...مهام میخندیدوسط راه ایست کردم وعقب عقب رفتمـ:گمشویالا

سوارماشین ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.