سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان جان و شوکران




دانلود رمان جان و شوکران

نویسنده : بهاره حسنی

تعداد صفحات : 1344

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

دانلود رمان جان و شوکران

خلاصه رمان :

سونا پیرزاد که دانشجوی هتل داری در قشم است، شبانه و با تلفنی که به او می شود به تهران بر می گردد. جایی که برای او آبستن حوادثی است که این داستان را شکل خواهد داد. داستانی درباره زخم ها و مرهم ها، کینه ها و بخشش ها، درد ها و درمانها
ادامه رمان:
شوکران گیاهی است سمی. بیخ و ریشه آن سمی است. ولی در عین حال، برای تسکین دردهای سرطانی دارویست مفید.
هم درد و هم درمان. هم زخم و هم مرهم. هم نیش و هم نوش. هم مرگ و هم جان.
و این چیزی است که گاهی ما آدم ها به آن دچار هستیم. زخم می زنیم، درد تولید می کنیم، می شکانیم و می کشیم. ولی در عین حال مرهم هستیم، هم دردیم، ترمیم می کنیم و جان می دهیم.
حکایت غریبی است زندگی ما آدم ها. گاهی آن چنان در چیزی غرق می شویم که فقط لحظه را می بینیم. دیگر هیچ چیز برایمان اهمیت ندارد. فقط لحظه.
فصل اول
" از همان روزي که دست حضرت قابيل گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي که فرزندان آدم زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد
آدميت مرده بود گر چه آدم زنده بود
از همان روزي که يوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزي که با شلاق خون ديوار چين را ساختند
آدميت مرده بود
بعد دنيا هي پر از آدم شد و اين آسياب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
اي دريغ
آدميت برنگشت"
بوی تند گاز پرتقال در کلاس پیچید و متعاقب آن صدای یکی از پسرها بلند شد.
_استاد بوی پرتقال میاد. یکی داره تک خوری می کنه.
کلاس را خنده منفجر کرد. سلیمانی بی نوا هاج و واج خواندن شعر را قطع کرد. درحالیکه هنوز در حس و حال و هوای شعر گیر کرده بود با حالتی گیج به آن جمع خندان نگاه کرد. همین باعث شد که خنده ی بچه ها بیشتر شود. این بار حتی خود استاد هم خنده اش گرفته بود. در حالیکه دستش را جلوی دهانش گرفته بود با ته خودکارش روی میز ضربه می زد تا بچه ها را وادار به سکوت کند.
_بچه ها خواهش می کنم ساکت باشید.
از چرت درآمده، کمی روی صندلی جابه جا شدم. این پسرک لوده، جاویدپور حق داشت. تمام کلاس را بوی پرتقال گرفته بود. آن چنان شدید بود مثل اینکه کنار دست من پوست گرفته شده بود. نگاهی به نیاز کردم. کیف بزرگش را روی صندلی گذاشته بود و پشت آن پرتقال را پوست گرفته بود. یکی از پرهایش هم در دهانش بود و همان طور مانده بود. نه می توانست بجود و قورت بدهد و نه آنکه آن را به بیرون تف کند. لبم را گزیدم. نیاز قبلا هم از این کارها کرده بود. ولی نه سر کلاس این عزراییل که می توانم به جرات بگویم حتی رئیس دانشگاه هم از او حساب می برد. ماه قبل سر کلاس دکتر احمدی خیار خورده بود و بوی آن تمام کلاس را برداشته بود و قبل تر از آن هم تخمه شکسته بود. نمی دانم این چه بیماری بود که نیاز به آن مبتلا بود. اینکه سر کلاس خوراکی بخورد. خودش ادعا داشت که هیجان این کار ممنوعه طعم و لذت آن را ده برابر می کند.
چشمانم را برایش گرد کردم. لبخند کجی زد و کمی از آب پرتقالی که در دهانش مانده بود از گوشه لبش بیرون زد. ناخوداگاه خنده ام گرفت و او که خنده مرا دید نتوانست خودش را کنترل کند و پرتقال همراه با آب دهانش با فشار بیرون زد.
این دیگر چیزی نبود که قابل جمع کردن باشد. فاجعه ایی بود که تمام بچه ها شاهد آن بودند.
همه با حیرت به ما و آن کثیف کاری نیاز نگاه می کردند. لبم را گزیدم و سعی کردم از سرخ شدن جلوگیری کنم.
این بار خنده ها بیشتر و طولانی تر شد. استاد بالای سر ما آمد و قبل از آنکه نیاز بتواند کیفش را روی بقایای پوست پرتقال بگذارد، او را غافلگیر کرد. دستش را روی در کیف گذاشت و به نیاز نگاه کرد. بعد نگاهش را به من داد. سرش را با تاسف تکان داد.
_از شما توقع نداشتم خانم پیرزاد.
چیزی نگفتم. این حرف از صد ناسزا بدتر بود.
نیاز بیچاره درحالیکه دهانش را پاک می کرد، توضیح داد که من هیچ کاره بودم و تنها گ*ن*ا*ه من این است که کنار او نشسته بودم.
نگاهی به نیاز کرد و آرام گفت:
_پس خودتون تشریف ببرید درس و حذف کنید.
بیچاره نیاز وا رفت.
_استاد تو رو خدا. اگر این رو حذف کنم بیچاره می شم. ترم دیگه فارسی عمومی ارایه نمیشه.
به طرف میزش رفت.
_آره بیچاره می شی. می دونم که ترم دیگه ارایه نمی شه. برای همین گفتم برو حذفش کن.
بچه ها شروع به پا در میانی کردند. هر کدام چیزی می گفتند. نیاز بیچاره هم عملا به غلط کردن افتاده بود. خلاصه آن قدر گفتند که دلش به حال نیاز که چیزی نمانده زیر گریه بزند، سوخت و گفت یک مورد دیگر مساوی با حذف است.
_زبونت تبخال نمی زد اگر تو هم یه چیز می گفتی.
نیش خند بازی زدم و ابروانم را بالا بردم و آهسته گفتم:
_جونت بالا بیاد می خواستی سر کلاس این دیو ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.