سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

دوستی های ابدی



دانلود رمان دوستی های ابدی (کوتاه)pdf)

نویسنده : سمیرا نظری
تعداد صفحات : 106

ژانر : عاشقانه , اجتماعی

دانلود رمان دوستی های ابدی

خلاصه رمان :

درکنار هم یا کیلومترها دورازهم خواهرها با قلب هاشون بهم متصل اند.

دوستی های ابدی داستان ۸تا دوست که از بچگی باهم بودن وحالا دیگه بزرگ شدن وهرکدوم وارد مرحله جدیدی از زندگیشون شدن ..........


همیشه فکرمیکردم دست به قلم شدن راحته اما حالا میبینم که چقدر سخته ادم هرچی روکه براش رقم خورده رو روی کاغذ بیاره راست که میگن عمر ادم مثل برق وباد میگذره انگارهمین دیروز بود با ریحانه وحنانه( دوقلو بودن)سایه و سمانه ومعصومه ومریم ومهرانه تو دبستان فضیلت تو یه کلاس دوست شدیم.
راستی منم حسنا هستم ته تغاری حاج رحیم رئوف همیشه این اسم بهم قدرت واعتماد به نفس میداد .
خلاصه ما ۸نفر از دبستان باهم بودیم وهرسال باهم به کلاس بالاتر میرفتیم وای که چه روزایی بود حتی یاداوریش هم لذتبخشه .این همه سال دوستی پیوند عمیقی بین ما به وجود اومده بود مثل خواهر توهرشرایطی کنارهم بودیم حتی حالا که دیگه از دوران طلایی دبستان چندسالی گذشته بودوموقع انتخاب رشته هم ازهم جداشده بودیم .ریحانه وحنانه ومهرانه ومریم رفتن طراحی دوخت (چون مادر حنانه اینا مزون لباس داشت وریحانه وحنانه ومریم ومهرانه مدام اونجا بودن وحسابی کمکش میکردن وحسابی به این رشته علاقه داشتن)سایه رفت تجربی (چون شغل خانوادگیشون بود همه یا پزشک بودن یامرتبط با پزشکی)معصومه ومنوسمانه هم رفتیم انسانی (معصومه به معلمی خیلی علاقه داشت .من روانشناسی.سمانه شیفته وکالت بود)همگی موقع انتخاب رشته به رشته دانشگاهیمونم فکرکرده بودیم البته ناگفته نمونه بعداز کلی مشاوره تحصیلی به این رشته هارسیدیم.
مهرماه اومدو سرمون بادرس ومدرسه حسابی مشغول بود پنج شنبه غروبا توکافه مسعودبرادر مهرانه دورهم جمع میشدیم کلی حرف میزدیمو میخندیدیم.البته بعضی وقتا هم توخونه یکیمون جمع میشدیم.دو سه ماه بیشتر از مدرسه ها نگذشته بود که معصومه تو گروه از هممون خواست بریم پاتوق(کافه مسعود)هرکدوم دلیلشو ازش پرسیدیم گفت بریم اونجاتا توضیح بده -همگی داشتیم از فوضولی میمردیم راس ساعت پنج همه اونجا بودیم .
معصومه بعد دوساعت من من کردن تازه شروع به تارف کرد بچه ها ممنون که اومدید واقعا به هم فکریتون احتیاج داشتم تا اومد تارفاشو ادامه بده سایه یهو داد زد خوب جونت بالا بیاد بگو دیگه کشتی مارو همه تعجب کردیم (اخه سایه اصلا اهل اینجور ادبیات نبود)وهمزمان زدیم زیر خنده.
معصومه:راست میگی میرم سراصل مطلب بچه پسرداییم میلادو یادتونه (همه میشناختیمش)میخواد بیاد خواستگاریم
سمانه:اینکه خیلی خوبه خره (اوج محبت سمانه همیشه کلمه خره بود)مگه نمی گفتی از بچگی ازش خوشت میاد
معصومه:اره همیشه ارزوم بود اونم به من فکرکنه اما میدونید که اینجا نیستن شمال زندگی میکنن
سایه:خوب شمال باشه
معصومه:میگم میخوادبیاد خواستگاری اگه جواب مثبت بدم باید منم برم اونجا اونوقت از شما دور میشم واین برام قابل هضم نیست طاقت این همه دوری وندارم
من:درست چی میشه
معصومه:درسمو که ادامه میدم میلاد باهاش مشکلی نداره
من:خوب پس حرفاتونم زدید چشممون روشن
معصومه:نخدا زندایم به مامانم گفته مگه میشه حرف بزنم وبه شما چیزی نگم
ریحانه وحنانه:فکر نمیکنی خیلی زودباشه-مگه ماچند سالمونه از حالا خودمونو درگیر زندگی متاهلی کنیم
مهرانه رو کردبه منو وگفت تواین طورشرایط خاص توهمیشه بهترین مشاوره رومیدی نظرتوچیه؟؟
معصومه به چشمای حیرون اره حسنا تو نظرت چیه؟
من:والا چی بگم این قضیه باهمیشه فرق داره شوخی نیست که ازدواجه بحث یه عمر زندگیه
معصومه:حالا اگه توبودی چیکار میکردی
من:اما من جای تو نیستم معصومه جان اما من احساس میکنم تو تصمیمتو گرفتی وتو دلت قند اب شده که میلاد اومده خواستگاریت
معصومه با دلخوری هنوز که نیومده
من:خوب میخواد بیاد دیگه
معصومه :حسنا خیلی بی انصافی اینقدراهم ذوقی نیستم
من:معصومه جون ماباهم تارف نداریم که هممون میدونیم توچقد میلادو دوست داری الانم دودلیت فقط بخاطر ماست.اما واقعیت اینه مادیگه بچه نیستیم وباید قبول کنیم دیگه کم کم با انتخاب رشته دانشگاه ازدواج یا هرچیز دیگه رفت وامدمون کمتر میشه اما میتونیم باگروه با تلفن پیامک همیشه ازهم باخبر باشیم
معصومه که دیگه فک کنم دیگه قانع شده بود گفت راستشو بخواید ازهمون بچگی ازمیلاد خوشم می اومد اما هیچ وقت فکر نمیکردم اونم همیشه به فکرمن بوده اخه خیلی مغروره خیلیم خوشگله دیدیدبهشوکه
مهرانه:چیش خیلی خوشگله والا تواز اون خیلی سرتری قدبلند چشم درشت ابروی کمون از همه مهمتر ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.