سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان شکلات تلخ من



دانلود رمان شکلات تلخ من

نویسنده : سوگل فتحی

تعداد صفحات : 1037

ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان :

از اونجایی داستان ما شروع میشه که یه دختر شیطون مغرور که تو رشته ی روانشناسی تحصیل میکرد قدم در راه عاشقی میزاره دختری که قلبی سنگی داشت اما عشق غرور و سنگ رو نمیشناسه و.......


وای خدا چقددیرم شده الان کلاس شروع میشه ماشینو تو پارکینگ دانشگاه پارک کردم سریع پیاده شدم بدوبدو به طرف ساختمون دانشگاه رفتم وای ده دقیقه که دیر کردم خدا کنه استاد نیومده باشه در کلاسو زدم رفتم تو واای گندت بزنن استاد اومده بود همه بچهاا بهم نگاه میکردن
سلام میتونم بیام تو
استاد_خانوم امیری شما چرا همیشه دیر میاین سرجلسه . جلسه اول بهتون نگفتم که همه بچهاا باید قبل من تو کلاس حضور داشته باشن
_استاد ببخشید دیگ تکرار نمیشه
_نه خانونم امیری بفرمایین بیرون
_اخه استادمن..
_خانوم امیری بهتون گفتم بفرمایین بیرون
بدون هیچ حرفی از کلاس رفتیم بیرون استاد احمق بد اخلاق خب دیرکردم حالا باید جلو بچها ضایع ام میکردی حالا من تا دوساعت دیگ تو دانشگاه چیکارکنم پیف عجب گرفتاری شدما بیرون دانشگاه هیچ کس نبود رفتم رویکی از صندلی ها نشستم گوشیمو در اوردم شروع کردم به بازی کردن نیم ساعتی بازی کردم صدای شکمم در اومد پاشدم طرف بوفه رفتم تا چیزی بخورم. یه چایی با شیرینی براخودم گرفتم شروع کردم ب فوت کردن چاییم. از بچگی عاشق شیرینی بودم شیرنیمو بازکردم باچایی خوردم گوشیمو دراوردم ساعت ۹:۰۰بود واای تا یک ساعت دیگ چیکارکنم اهان برم کلا دانشگارو بگردم. رفتم توحیاط دانشگاه شروع کردم به بازرسی کردن فضول نبودماا فقط کنجکاو بودم.پشت دانشگاه رو نگاه کردم چیزه خاصی نداشت بهتره برم توساختمون از پله ها بالا رفتم اینجام ک خلوت یاسمن خانوم بزن که بریم سر بازی رو نرده نشستم از اون بالامثه میمون سرخوردم تا پایین اخ جون چه کیفی داد باز دوباره سرخوردم نمیدونم چیشد که نزدیک بود پخش زمین شم یکی منو گرفت چشمو از ترس بستم (این که فرشته نجاته وااای پس فرشته اینه چشمو باز کنم ببینمش)چشمو که باز کردم دوتا چشم عسلی رو دیدم وای من عاشق چشم عسلی بودم همینطوری نگاهش میکدم چه چشمای داشت (خاک برسرت چقد هیزی تو)
_خانوم خوردی منو
_چشماش سگ داره (وای باز من با صدای بلند حرف زدم )
تازه فهمیدم ک هنوز تو بغل پسرم خاک توسرم از بغلش اومدم بیرون دیدم با یه لبخنده کمرنگ داره نگاهم میکنه جدی شدم اخم کردم
_چیه هی زل زدی به من تموم شدم
_چقد تو پروی اون بالا چیکارمیکردی اگه نمیگرفتمت الان پخش زمین بودی
_خب که چی حالا دوست داشتم از نردهاا سربخورم
_خانوم کوچولو خیلی زبون داریاا
_کوچولو عمته با پوزخند نگاهم میکرد
_توالان باید سرکلاست باشی؟
_میخاستم فضول معلوم کنم ک معلوم شد باحرص نگاهم میکرد از کنارش رد شدم رفتم یاسمن خیلی خریاا ببین چیشد ابروت پیش این پسره رفت وای اگه منو نمیگرفت معلوم نبود الان چی میشدم نخیرم وظیفش بود منوبگیره (بروبابا احمق کجاوظیفش بود)چقد ناز بودا
گوشیم شروع کرد ب زنگ خوردن درش اوردم از کیفم تماسو وصل کردم
_سلام یاسی کجایی
_سلام بیرون دانشگاه کلاس تموم شد؟
_اره باشه اومدم پیشت بعد تلفنو قطع کرد واه این دختر چش بود روصندلی نشسته بودم به اطرافم نگاه میکردم
_یاسی ؟
_به طرف صدا برگشتم
_سلام درسا چطوری؟
_سلام مرسی یاسی توکه میدونی این استاد بداخلاقه چرا سرکلاسش دیرمیای
_به جان توباز خواب موندم توک میدونی خوابم چقد سنگینه
_خوبه خوبه همش خواب موندم پاشو بریم بوفه یه چیزی بخوریم مردم از گشنگی
_ باشه بریم راستی جزوهاتو بهم بده از روش کپی کنم
_باشه
باهم ب طرف بوفه رفتیم درسا رفت دوتا اب میوه گرفت اومد
_یاسی این دوساعتی تو دانشگاه چیکار کردی؟
_تازه یاده اون اتفاق افتادم شروع کردم به تعریف کردن
_درسا فقط میخندید
_زهرمار نخند خو چیکارکنم اعصابم خوردشده بود
_خاک توسرت یاسی تو ادم نمیشی
_فرشته ها که ادم نمیشن
_توفرشته ای ؟
_پس چی
_تو دست شیطونوهم از پشت بستی بازمیگی فرشته
_ما اینم دیگ راستی درسا بعداز دانشگاه بریم کتاب خونه
_کتاب خونه برای چی
_کتاب خونه برای چی میرن خنگول میرن کتاب بخرن دیگه
_هه هه خودم میدونم چرا میخوای کتاب بگیری
_یادت رفت استاد یوسفی چی گفت چندتا کتاب باید بگیریم
_إ راست میگیاا فراموش کرده بودم
_پاشو بریم ک الان کلاس شروع میشه
_باشه. منو درسا به طرف کلاس رفتیم رو صندلی نشستم میگم درسا امشب بیا بریم بیرون دور دور
_ امشب مهمان داریم نمیتونم بیام
_اه حیف شد
_باشه یه شب دیگ
_اوکی استاد وارد کلاس شد شروع کرد به توصیح دادن (وای اون پسره چ جیگری بودااا چشماش سگ داشت )
_یاسی کجایی استاد ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.