سفارش و مشاوره رایگان - ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶

×

رمان عشق و اسارت



دانلود رمان عشق و اسارت

نویسنده : فریبا آرامیان

تعداد صفحات : 843

ژانر : طنز و عاشقانه
خلاصه رمان :

این داستان درمورد دختر مغرور اما شیطونیه به اسم مانیاس که سند قلبش شیش دونگ خورده به نام پسری مغرورتر ازخودش به اسم مانی ،عشقی ناب بین دختر و پسرقصمون به وجود میاد ،به وجود اومدن این عشق ناب همانا و ....

چگونه به توگویم که هرچه باداباد
که میکند غم عشق تو ریشه ازبنیاد
چقدرسربه هوایی وسرکش ومغرور
به سرو تکیه زدم وقامتش فریبم داد
توباد بودی ومن برگ دیرفهمیدم
هزاربرگ خزان می روند اگربرباد
انارکال درختان پناهشان شاخه ست
انارتا برسد شاخه می رود ازیاد
همیشه میوه شیرین به خاک می افتد
مرانچیدی واین میوه ازدهان افتاد
چه بی ثمر به دل سنگ تیشه میکوبم
عوض شده دست زمانه عوض شده فرهاد
میان عشق واسارت هزارفرسنگ است
که هر که دل به کسی داد می شود آزاد
(شیما شاهسواران احمدی)
ماشین رو جلوی شرکت شیوا نگه داشتم
شیوا:خانوم گلی فردا راهی هستین دیگه آره؟
من:اهووووووووم
شیوا:پس حسابی خرکیفی و کیفت کوکه دخترخوش بگذره عشقولی
پوزخندی زدم که ازچشمش دورنموند:خیلی خجسته ای شیدا خرکیفم؟دوسال گذشته اون الان منو فراموش کرده
شیوادستموگرفت وگفت مانی که من می شناسم محاله فراموشت کنه خانوم گلی
لبخندیزدموگفتم تواین سفرهمه چی مشخص میشه
شیوا:اهوووووم،لپمو *ب*و*س*ی*د*وازماشین پیاده شد
شیوا:،خب دیگه بامن کاری نداری بانو؟؟
من:ازاولشم نداشتم خاتون
شیوا:اونو که میدونم توهروقت کارت به من گیرمی کنه اینورا پیدات میشه
من:زبونمو درآوردمو گفتم خوبه که می دونیو میای جیگرجوووون
شیوا:چکارکنم دیگه شهید این رفاقتم مگه میشه نیام بای گلی
من:شرت کم
شیدا:پرروووووووو
من:همینی که هه ،گازشوگرفتموبه سمت خونه حرکت کردمو...جلوی خونه ترمزکردمو ریموت زدمو داخل خونه شدم وبدون هیچ حرف وعملی مستقیم رفتم اتاقمووروتخت ولو شدم
فکرم درگیربود درگیرفردا،مانی،سفر،احساسم،ینی شکست میخورمو سرخورده برمیگردم؟؟ باصدای گوشیم رشته افکارم پاره شد
هیراد بود شیرجه زدم روگوشیو جیییییییییییییییییغ کشیدم واییییییییی هیراد جونی دلم واست تنگیده بود
هیراد خندیدوگفت آی آی جیغ جیغو باز که موشه سلامتو خورد
ببشید ذوق زده شدم خب سلام
هیرادسلام خانوم طلا منم دلم واست تنگ شده بود بپر پایین دم در منتظرتم
چیییییییییییییییییییی؟؟
درست شنیدی خانومی بپر که طبیعت زیرپام سبزید
اکی اومدم ،بدون خدافظی گوشیو قط کردمو باسرعت جت پریدم دم درهیراد به فراریش تکیه زده بود یه لباس مشکی جذب تنش بودوشلوار سفیدجین پاش بود و مثه همیشه جذاب و باشیطنت خاصی نگام میکرد
رفتم سمتشو دستامو گذاشتم روکمرمو سینمو دادم جلوو گفتم : آی آی چشات ودرویش کن آقاهه دخیه خوجگل مردمو تموم کردی
دستاش و باز کردو خندید وگفت نچ نچ حالا حالاها تموم نمیشی خانوم موشه
پریدم بغلشو گفتم دلم واست تنگ شده بود هیرادی
هیراد منو محکم فشوردوحلقه دستاش ودور کمرم تنگتر کردو گفت منم دلم واست تنگ شده بود شیطون بلا از بغلش اومدم بیرون..
درماشین واسم باز کردو گفت:افتخار میدین سوارشین ماد مازل
پشت چشمی نازک کردموگفتم حالا که اصرار میکنی چاره ای نیست افتخارشو میدم و سوار شدم
اونم سوار شد
هیراد:خب خانوم خوشگله کجابریم
من:اووووووووووم بریم کافی شاپ پاپا
هیراد:باشه پس پیش به سوی پاپا
من:هیراد جونی
هیراد:،جووونم
من:هیرادی
هیراد:جونم
من:یادم رفت
هیراد لپمو کشیدوگفت وای ازدست تو دختر منو اسکول کردی؟
من:اوووووووم باهوشم هستیا چطور فرار مغزا نشدی تو آق پسر
هیراد: خندیدوگفت دیگه دیگه ...
هیراد:مانیا
من:جووووووونم
هیراد:ازشیواشنیدم فردا راهی سفرین!!آره؟؟
من:آره
هیراد:خووش بگذره حالا باکیاهمسفرینو مقصد کجاس؟
من:مانی وخانوادش،مشهد
هیراد یهو ترمز کردو ابروهاشو درهم کشیدوگفت :چیییییییییییی؟!
من:واهیراد چت شد حرکت کن وسط خیابون ترمزکردی نیگاتوروخدا سروصدای ملت بلند شد ا ا ا ا ...
بدون هیچ حرفی باسرعت جت برا افتاد...
قییییییییییییییییییییژ ترمزکرد
هیراد:بدون اینکه بمن نگاه کنه پیاده شدو گفت پیاده شومانیا
ازماشین پیاده شدم..
ی جای دنج نشستیم و گارسون منو رو آورد
هیراد:مانیا چی میخوری
من:مثه همیشه هویج بستنی
هیراد:دوتاهویج بستنی لطفا
چند دیقه بعد گارسون هویج بستنیارو گذاشت رومیزورفت
هیراد: مانیا
من:جونم هیراد
هیراد:ببخشید خانومی فکرم درگیر نفهمیدم چکار کردم ازم ناراحتی!؟
من:یه لبخند دندون نمازدمو گفتم دیوونه شدی هیرادی معلومه که نه
هیراد:مرسی که ناراحت نیستی مانیا خیلی واسم عزیزی نمیخوام اشکاو ناراحتیتو بیبینم میفهمی که ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

امروزه استفاده از داروهای گیاهی بخش قابل توجهی از بازار درمان را در همه جهان بخودش اختصاص داده است. و این روند به سرعت در حال پیشرفت است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به محصولات جنسی و زناشویی | ارسال محرمانه | زنونه مردونه میباشد.