دخالت مادرزن در زندگی


دخالت مادرزن در زندگی

با چه کنیم

دخالت مادرزن،مادر زن قبل از اینکه دخترش را شوهر دهد دامادى را در مغزخویش مجسم مى نماید که داراى تمام کمالات و خوبیها بوده و از کلیه نواقص و بدیها منزه باشد.انتظار دارد یک چنین جوان ایده آلى که به طورحتم نصیب خودش نیز نشده از دخترش خواستگارى کند و او را سعادتمندو قرین خوشبختى گرداند.و به همین امید جوانى را به دامادى انتخاب مى کند. ابتدائا امیدوار است همان داماد ایده آل باشد بدین جهت نسبت به او اظهار علاقه مى نماید، پذیرایى و احترام مى کند.پیش خود مى گوید:اگرمختصر عیبى هم داشته باشد با دخالت و راهنماییهاى من اصلاح مى شود.

اگر تازه داماد مطابق میلش در آمد شاد و خرم است و حرفى درمیان نیست.لیکن اگر مطابق دلخواه نبود فورا در صدد چاره جویى برمى آید.ابتدائا تصمیم مى گیرد از تجربه هایى که در دوران زندگى زناشویى خودش با دیگران داشته استفاده نماید و دامادش را مطابق دلخواه بار بیاورد،بدین منظور نقشه ها مى کشد و از کلیه امکانات استفاده مى کند.

گاهى به عنوان دلسوزى و خیرخواهى پند و اندرزش مى دهد،مصلحت اندیشى و راهنمایى مى کند.گاهى از طریق قهر و دعوا و غر و نق وارد عمل مى شود.

بهترین حربه اش اینست که در دخترش نفوذ کرده او را وسیله رسیدن به هدف قرار مى دهد.با تلقینات خویش او را به ناسازگارى و ایرادو بهانه جویى وادار مى کند. و....

چاره اندیشی اشتباه  داماد در مقابل دخالت مادرزن

اکثر دامادها چاره کار را در این مى بینند که بهر طور شده نفوذ مادرزنشان را قطع کنند و جلو دخالتهاى او را بگیرند.بدین منظور ملاقاتها ورفت و آمدها را حتى المقدور محدود مى سازند.اجازه نمى دهند همسرشان بخانه پدر و مادرش برود یا آنها به خانه اش بیایند.با آنها قطع رابطه مى کند،گوش به حرفشان نمى دهد،بى اعتنایى مى کند.به دخالتهاى آنان اعتراض مى نماید.و به طور خلاصه در مقابل آنها سرسختى و مقاومت نشان مى دهد.

لیکن روش مذکور با اینکه متعارف است یک روش عقلائى نیست بلکه غالبا نتیجه معکوس مى دهد.زیرا محبت دختر و مادر یک پیوند طبیعى است که قطع کردن آن به آسانى امکان پذیر نیست.چگونه مرد انتظار دارد دخترى که سالها در دامن مادرش پرورش یافته و از مهر و محبت بى شائبه او برخوردار بوده و هنوز او را بهترین حامى و خیرخواه خویش مى داند،به مجرد اینکه با یک مرد ناشناس پیمان زناشویى بست بدون چون و چراتسلیم او شود و زحمتها و محبتهاى پدر و مادرش را یکسره نادیده بگیرد وبطور کلى با آنان قطع رابطه کند؟!

هرگز چنین امرى امکان پذیر نیست.و اگر هم در اثر ناچارى چندروزى با آنها قطع رابطه کرد دوام پیدا نخواهد کرد.زیرا حرکت جبرى همیشگى نخواهد بود.تا مدتى ممکن است صبر و حوصله بخرج بدهد امابالاخره بستوه آمده در موقع مقتضى عکس العمل شدیدى از خویش نشان خواهد داد.ممکن است،در اثر سختگیریهاى زیاد گستاخ و پررو شود وبناى نافرمانى و عصیان را بگذارد.ممکن است به قصد انتقام،با خویشان شوهرش ناسازگارى و اوقات تلخى کند و هر روز اسباب نزاع و کدورت فراهم سازد.به علاوه خیلى بعید است که مرد بتواند بدین وسیله روابطمادر زنش را بکلى قطع کند.بالاخره او از دخترش دست بردار نیست. بلکه همین امر باعث مى شود که کینه و کدورتش زیادتر گردد و مستقیم وغیر مستقیم با دخترش تماس بگیرد و او را به ناسازگارى و اذیت و آزارتشویق کند. در این صورت ممکن است در اثر لجبازى و کینه توزى کار به طلاق و جدایى بکشد.بسیارى از طلاقها در اثر همین لجبازیها وستیزه گریهاى غیر عقلائى بوجود آمده است.

از همه اینها گذشته،اصولا به نفع انسان نیست که با خویشان همسرش که مى تواند از حمایت آنها برخوردار شود و از معاشرت و رفت وآمد با آنها استفاده کند بطور کلى قطع رابطه کند.

بهر حال این روش نه تنها کار را اصلاح نمى کند بلکه مشکلات رازیادتر و اوضاع را وخیم تر خواهد کرد.

پس روش مذکور بر رویهم روش خوبى نیست و تا ضرورت اقتضانکند نباید آن را انتخاب نمود.لیکن چاره کار منحصر به آن نیست بلکه راه دیگرى نیز وجود دارد که معقول تر و اطمینان بخش تر بوده علاوه بر اینکه ضررى ندارد غالبا با موفقیت توام است.قبلا لازم است دو نکته را یادآورشویم:

اول-این مطلب مسلم است که مادر زن دشمن و بدخواه دامادنیست.بلکه بر طبق ناموس طبیعت باید دوستدارش باشد،چنانکه در اوائل خویشاوندى غالبا چنین است.به علاوه، مقتضاى محبتى که نسبت به دخترش دارد اینست که دامادش را نیز دوست داشته باشد زیرا سعادت وخوشبختى دخترش را در دست او مى داند.پس اگر در زندگى داخلى آنهادخالت مى کند مسلما قصد سوئى ندارد بلکه هر چه باشد از روى دلسوزى وخیرخواهى است.

البته امکان دارد که دخالتهاى بیجا و پیشنهادهاى نادرست و حتى زیانبخشى داشته باشد لیکن آن هم در اثر نادانى و جهالت می باشد.نباید به نظر بدبینى به آنها نگاه کرد.

دوم-علاقه مادر و فرزند یک علاقه طبیعى است که قطع آن بآسانى امکان پذیر نیست.و اگر کسى در صدد قطعش برآید چون بر خلاف ناموس خلقت قدم برداشته آثار سوئى ببار خواهد آورد.اصولا وجهى ندارد و دور از انصاف هم هست که انسان بخواهد رابطه مادر و دختر راقطع کند و در بینشان جدایى بیفکند.

چنانکه مرد میخواهد با پدر و مادرش آزادانه رفت و آمد کندهمسرش نیز اهل عاطفه است و دلش میخواهد با خویشانش معاشرت داشته باشد.

با توجه به مطالب مذکور میتوان گفت که بهترین طریق حل این مشکل اینست که با مادر زن بلکه سایر خویشان همسرش معاشرت وروابط حسنه داشته باشد و از آنها کاملا احترام کند.با زبان خوش ومهربانى سعى کند محبت آنها را جلب نماید.با نیکى و اظهار محبت دلشان را بدست آورد.در کارها با آنها مشورت نماید.مشکلات زندگى را در میان نهاده از فکر آنها استمداد کند.به پیشنهادها و راهنماییهاى مفیدشان گوش بدهد.از همسرش انتقاد نکند. کارى کند که آنها یقین داشته باشند که نسبت به دخترشان وفادار است و واقعا او را دوست دارد.اگر پیشنهادنادرستى داشتند که انجام دادن آن صلاح نیست یا برایش امکان ندارد بداندکه قصد سوئى ندارند در اینصورت سعى کند با زبان خوش و دلیل و برهان مفاسد آنرا برایشان اثبات کند،در رد پیشنهادشان به تندى و خشونت یابى اعتنائى متوسل نشود.حتى اگر از همسرش دلخورى داشت میتواند به عنوان استمداد نه اعتراض مطلب را دوستانه با آنها در میان بگذارد و ازنظریاتشان استفاده کند.

داماد باید همواره این مطلب را در نظر داشته باشد که مدارا و سازش با مادر و پدر و برادر زن و جلب دوستى آنها یکى از رموز بزرگ زناشویى و از لوازم زن دارى محسوب میشود.بدینوسیله نسبت به داماداعتماد و محبت پیدا میکند و بسیارى از مشکلات زناشویى خود بخود حل میشود.بنابراین اگر دیده میشود که اکثر دامادها از دست مادر زنشان ناراضى هستند چنان نیست که همه اش تقصیر مادر زن باشد بلکه خودشان نیز بى تقصیر نیستند.زیرا آنها هستند که با رفتار غیر خردمندانه خویش یک دوست واقعى را بصورت یک مزاحم در آورده اند.

بسیارند دامادهاییکه با مادر زن و پدر و برادر همسرشان روابط نیک دارند و از معاشرت و پشتیبانى آنها برخوردار میشوند.

البته ممکن است در بین مادر زنها افراد لجوج و نادان وخودخواهى پیدا شوند که قابلیت تفاهم و اصلاح نداشته باشند و به هیچ وجه نتوان جلو دخالتهاى بیجا و پیشنهادهاى سفیهانه آنها را گرفت،لیکن دراینصورت هم صلاح نیست با تندى و خشونت و قهر و دعوا با آنها رفتارکرد،بلکه بهتر است حتى الامکان با نرمى و مدارا و اخلاق خوش با آنهارفتار کرد.زیرا گرچه قابلیت اصلاح ندارند لیکن بدینوسیله میتوان تاحدودى از لجبازیها و ایرادهاى آنها کاست و از خطرهاى بزرگى که ممکن است کاخ زناشویى را از هم بپاشد جلوگیرى کرد.

در اینگونه موارد بر مرد لازم است سعى کند با همسرش تفاهم کامل برقرار سازد.با اظهار محبت قلبش را مسخر نموده اعتمادش را جلب کند.

در مورد پیشنهادها و دخالتهاى نادرست مادر زنش با زبان خوش ومهربانى مطلب را با همسرش در میان بگذارد و مفاسد آنرا برایش تشریح کند و با دلیل و برهان برایش اثبات کند که پیشنهاد مادرش از روى نادانى صادر شده بصلاح واقعى نیست.

اگر مرد توانست با همسرش تفاهم کامل برقرار کند و او را هم عقیده وهم سلیقه خویش گرداند همه مشکلات و از جمله مشکل مادر زن خود بخودبرایش حل میشود.بهر حال این مطلب را هیچگاه نباید فراموش کرد که بانرمى و مدارا و اخلاق خوب و تدبیرات خردمندانه همه مشکلات را میتوان حل کرد و پیمان مقدس زناشویى را استوار ساخت.

حضرت على (ع) فرمود:جلب دوستى نصف عقل است (1)

حضرت على (ع) فرمود:نزدیکى با مردم و خوش اخلاقى با آنها ازشرور و بدیها جلوگیرى میکند (2)

على (ع) فرمود:با کسیکه در مقابل تو خشونت و درشتى میکند نرمى ومدارا کن شاید بدینوسیله رام گردد (3)

على (ع) فرمود:با یکدیگر نزدیک شوید و احسان کنید.از قهر وجدایى بپرهیزید (4) (5)

1- بحار ج 168

2- بحار ج 74 ص 168

3- بحار ج 74 ص 168

4- بحار ج 74 ص 400

5- رک ، ابراهیم امینی ، آئین همسرداری

منبع : مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

5 66

  •   
  • به اشتراک گذاری :
  • facebook
  •  
  • twitter
  •  
  • کلوب
  •  
  • فیس نما
  •  
  • لینکیداین
  •  
  • googleplus
  •  
  • googleplus
  •  
  • telegram

جستجو هوشمند


جهت جستجو ،نام بیماری و یا قسمتی از مشخصات بیماری را وارد نمایید

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سلامت



ارتباط با فروشگاه

لطفا هر گونه نظر، پیشنهاد و یا انتقادی که دارید با ما درمیان بگذارید و بدین طریق ما را در ارائه بهتر خدماتمان یاری فرمایید.


 
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap

مشاوره رایگان : ۰۹۹۱۰۳۰۶۱۸۶