کویر تشنه


نام رمان : کویر تشنه
نویسنده : مریم اولیایی

ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
داستان درباره ی دختری به اسم مینا هستش که جدیدا با پسری به اسم عادل از یک خانواده ی ثروتمندی اشنا شده.عادل قصد داره که با مینا ازدواج کنه ولی مینا عادل رو فقط واسه دوستی میخواد و قصد ازدواج با اونو نداره تا اینکه مینا پسر عموی عادل رو میبینه و عاشق اون میشه اما…..


از هفت هشت سالگی یادم می آید هر وقت سر خاک پدر می رفتیم، مادر به جای اینکه سر مزارش فاتحه بخواند، ناسزا میگفت.او را لعنت میکرد و برایش طلب زجر و شکنجه میکرد. به سینه اش می کوبید و می گفت: "مرد، خدا نیامرزدت. خدا هر چی ظلم به من و اون کردی سرت بیاره. تنت تو قبر بلرزه که مثل زلزله زندگی من و این بچه رو ویرون کردی." آن لحظه خیلی ناراحت و عصبی میشدم، اما بعد که میگفت: "آخه هنوز هم دوستت دارم. دلم برات میسوزه. حاضر بودم با خودت زندگی میکردم، اما الان آن قدر انتظارشو نمیکشیدم." گیج میشدم. مثل درمانده ها سر در نمیاوردم.
سیزده چهارده ساله که شدم، بالاخره جرات کردم و پرسیدم: "به چه حقی بابامو نفرین میکنی؟ اون دستش از دنیا کوتاهه. مگه چیکار کرده؟ ما که تو ناز و نعمتیم. چی برات کم گذاشته؟ دوستش هم که داشتی.دوستت هم که داشته!"
مادر با چشمهای اشک آلودش به من نگریست. حرف گنگی در نگاهش سرگردان بود که به بیان در نمی آمد. دوباره به سنگ قبر چشم دوخت و این بار با صدای بلندتری نالید: "خدا، چی کار کنم؟ تا کی این همه درد و غصه رو تو دلم بریزم؟ این بچه رو چطور قانع کنم؟"
باز این ضجه*هایش مرا محکوم به سکوت کرد. اما آخر تا کی باید بیجواب میماندم؟ بنابراین از رو نرفتم و هنگام بازگشت، در حالی که رانندگی میکرد، از او پرسیدم: "مامان آدم حسابم کن و جواب سوالم را بده. من می خوام بدونم بابام کی بوده. این حق منه."
-تو عزیز دل منی. تو امید زندگی منی، قربونت برم. اما نمیتونم الان به تو تفهیم کنم که چی به ما گذشته. به دلایلی نمیتونم، دخترم.
-آخه یعنی چی؟
-یعنی اینکه وقتی بزرگتر شدی و فهمیدی حق چیه و معنی بعضی کلماتو بهتر درک کردی، وقتی عقلت آنقدر رشد کرد که درست قضاوت کنی، اون وقت بهت میگم. قول میدم. الان زوده. بدتر افکارت پریشون میشه.
هفده ساله که شدم، چون ظرفیتم پر بود، لب گشودم و پرسیدم: مامان تو اصلا بابامو دوست داشتی؟
-خوب معلومه. بله که دوستش داشتم.
-منظورم وقتیه که زنش شدی.
-نه
-برای من بابای خوبی بود؟
مادر کلافه به نظر میرسید. آنقدر سکوت کرد که گفتم: خوب فهمیدم. بابای خوبی واسه م نبوده. اما میخوام بدونم پس چرا به خودمون زحمت میدیم میریم سر خاکش؟
-ببین، دخترم، چون چیزی از زندگی ما نمیدونی، نمیتونم جوابی بهت بدم. تو بابای خیلی خیلی خوبی داشتی. یه بابای نمونه. اما..... اما...... دختر، دست از سرم بردار. آنقدر نمک روزخمم نپاش. هر موقع وقتش بشه، خودم بهت میگم دیگه.
-دست بردار نیستم. کاری نکن سر به بیابون بذارم، مامان. حالم خیلی بده. دیگه تحمل ندارم. دارم روانی میشم. همین روز هاس که سر خاک من هم بیای ها! گفته باشم.
-خدا نکنه. این حرفها چیه؟ من دلم به تو خوش، سپیده.
-اگه برات ارزش دارم حرف بزن. پرده از واقعیت بردار. راحتم کن. نه عکسی از پدرم نشونم میدی، نه خاطره ای تعریف میکنی. گاهی فکر می کنم...... فکر میکنم.....
-بگو. فکر میکنی که چی؟
-که... که.... اصلا پدر شناسنامه ای نداشته ام.
رنگ از رخسار مادر پرید. خشکش زد. روی صندلی آشپزخانه نشست. انگار پاهایش قدرت نگهداریش را نداشت. از حرفم شرمنده شدم. شانهٔ او را نوازش کردم و گفتم: معذرت میخوام. میدونم تو زن پاکی هستی. اما تو هم بودی همین فکرو میکردی و مثل من گاهی تصمیم به خودکشی میگرفتی.
به اتاقم پناه بردم و بسترم را پر از مرواریدهای اشک کردم. دلم نوازش پدر را می خواست،اما دستهای ظریف مادر را پشتم حس کردم. لبهٔ تخت نشست و گفت: میدونی، شاید اگه زن نانجیب و ناپاکی بودم، تو این دنیا هیچی از دست نمیدادم. آنقدر بدبختی نمیکشیدم و تو هم الان پدرت کنارت بود. اون وقت حسابم رو با خدا اون دنیا پاک میکردم. هر چند که مطمئنم این دنیا در مکافاته و آدم همین جا پاسخ گناه هایی رو که کرده میگیره. من نانجیب نبودم و تو فرزند حلالزاده ای. هرگز در مورد من چنین فکری نکن. اما در مورد سوالت، هر موقع تونستی زیباترین و کاملترین تعریفو از یه انسان عاشق و یه انسان خأئن بکنی، اون روز واسه ت درددل میکنم. اون وقت خاطراتی رو برات تعریف میکنم که شاید شنیدنش خیلی تلخ باشه. اون روز عقده ای رو که پانزده ساله تو سینه نگه داشتم برات باز می کنم. اون روز تو رو با خودم آشنا میکنم. بهت قول میدم. میخواد همین الان باشه، میخواد بعدها باشه. یه تعریف زیبا میخوام.
معنایی که آن لحظه برای مادر ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

شهوتمیلجنسی زناشوییخانومها بخوانندزنمردهمسرداریمهارتهایشوهرانهقاعدگی،همسرانهکلیپ ببینیدنزدیکیسیاست های مردانهارگاسم کلیتورالفاطمه جوادیصورتعباسیانزالبیزاری جنسیسوالات جنسیکلیپ دیدنیپرسشافزایش میل جنسی با توت هاکاندوم میوه ایﺍﺑﺘﻼﺀحاملگی پشت سر همپرسشنمکنکات جنسیاحتمال بارداریشنیدن صدای آبویدیوعصبیAdMINدرمان سینوزیتلاغری صورتگل محمدیآلرژی بهاریبیدمزاج میوه هادرمان زخمداروهای گیاهیمیل جنسی زنانهلاغرقاعدگیذڪر لینڪخشمدانستنیفوفلمامیرانمعجون تقویت عمومی بدندرمان لاغری مفرطآشنایی با داروها و داروهای گیاهیعنابرژیم عطارباشیشپش سرسنگ کلیه و مثانهسلامتیسرفه هایفلفلتغذیه دیابتیکلسترولسیاه سرفه،ویتامینسقطغیرقابل تزریقمواد غذایی تند تستوسترونتاریمیکروافتالمیلینک عضویتظهرلینک عضویتمسولیتسیناریزینجذب بهتریآنوریسم دیسکان آئورت عفونتترکیبیخوردن شکلات تلخ ده عارضه کورتون شرح بیماری لینک عضویتروغـن نـباتیمیزان مصرف ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻓﺸﺎﺭﺧﻮﻥ اسید کلاولانیکبالا رفتن قند خون شیر خشکلینک عضویت
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت