عشق نافرجام


نام رمان : عشق نافرجام
نویسنده : ه.عربی

خلاصه :

داستان درباره دختری به اسم سایه است که پدرش در کودکی انو مادرش رو ترک میکنه مادر سایه برای ادامه زندگی مجبور میشه در خونه شخصی به عنوان مستخدم کار کنه اما دست سرنوشت مادر سایه رو ازش میگیره و او میمونه با تمام اتفاق هایی که در درازای زندگی برایش پیش می اید…
داشتانی عاشقانه است یکم هم لجبازی داره

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …
زیر الاچیق توی حیاط نشسته بودم و به سر گذشتم فکر می کردم به انچه سرم امده بود به انچه تقدیر برای رقم زد بود و من تا ان لحظه بی چون و چرا پذیرفته بودم به زندگی غم انگیز مادرم و نفرین هایی که حواله پدرم می کرد پدری که جز عکس هاش چیزی ازش ندیده بودم طبق گفته های مادرم پدرم یه روزی که به محله ی زندگی مادرم برای دیدن یکی از دوستاش میره مامان رو میبینه و ازش خوشش میاد و میره خواستگاری پدرم هم که یه ماه بوده از خارج اومده بود و پولدار و خیلی هم خوشتیپ مادر بیچاره ام هم گول ظاهر شو میخوره و پدرشم که معتاد بوده به خاطر پول پدرم قبول میکنه پدرم به مادرم گفته بوده که ایران میمونه بعد از ازدواجشون بابا دوبار به مدت یه هفته میره خارج و بر می گرده بعدم بعد از یک سال و نیم زندگی با مادرم درست وقتی مادرم من رو باردار بوده مامانم رو ترک میکنه و میره خارج و دیگه هم هیچ خبری نداشته میره تا به چیز هایی که میگفته اونجا گذاشته برسه مادرم همیشه اینا رو با گریه تعریف می کرد باز جای شکرش باقی بود که یه بار وکیلش اومد ایران و اسم منم توی شناسنامه اون وارد کرد و رفت بعد از به دنیا اومدن من هم مادرم برای اینکه یه جوری خرج خودشو من رو جور کنه میاد تو همون خونه که توش زندگی می کردم کار میکنه به عنوان خدمتکار خانواده امینی هم لطف میکنن و یه اتاق پنجاه متری ته باغ رو به ما میدن البته اون خونه برای خودشون نبود برای یکی از دوستای اقای امینی بود که کانادا زندگی میکرد یه بار هم وقتی من هشت سالم بود پسر صاحب خونه با یه اقایی که فکر کنم خدمتکارش بود اومد چند روز اینجا موند و رفت اون موقع یه پسردوازده سیزده ساله بود ولی غرور و فهمش خیلی بیشتر از این حرفا بود وقتی پانزده ساله شدم مادرم فوت کرد و من شدم دخترک تنها و بی کس ولی خانواده امینی منو رها نکردن به جای اون اتاق پنجاه متری یه اتاق توی خونشون بهم داده بودن و یه خدمتکار دیگه استخدام کرده بودن من دیگه خدمتکار نبودم ولی هیچ وقت مثل دختر اون خونه نبودم بر عکس اونا توی خونه کمک خدمتکارا اشپز ها و بقیه کمک می کردم شش سال بود که خدمتکار نبودم ولی باز هم مثل اونها رفتار می کردم مثل کزت کار می کردم خیلی اوقات خودم رو به خاطر این کار سرزنش می کردم ولی با دختر و پسر اقای امینی صمیمی شده بودم
اسم دخترش کتایون بود که اکثرا همه کتی صداش می کردن و اسم پسرش کامران بود کتی یه سال از من کوچکتر بود و کامران سه سال ازم بزرگتر بود کتی یه دختر بود با قد تقریبا صد و هفتاد و دو سانت هیکلش یه کوچولو تپلی بود ولی به خاطر بلندی قدش نشون داده نمی شد از نظر قیافه چشای قهوه ای روشن داشت و بینی خیلی قلمی و زیبا لبه های معمولی داشت با مو های لخت و تقریبا عسلس تیره شایدم اسم دیگه داشت اون رنگ مثل خرمایی روشن کاراملی شایدم باید گفت بور بود از نظر خوصوصیات اخلاقی دختر صمیمی و خوش بر خوردی بود ولی در مواقع لزوم جدی و خشن و گاهی هم شوخ و با مزه حالا بگم از کامران یه پسر با قد تقریبا صد و هشتاد با هیکلی جذاب از نظر قیافه چشمانی درشت و براق همچو چشمان خواهرش داشت بینی کشیده و لب های قشنگی داشت از نظر اخلاق هم باید بگم خیلی شوخ بود و در عین حال مهربون ولی اون هم مثل خواهرش در مواقعی جدی میشد زن اقای امینی خانومی تپلی مهربون و قشنگ بود و خود اقای امینی یک مرد قد بلندبا چشمای عسلی بود که مهربون و با نشاط بود گاهی حتی از کامران هم با نشاط تر بود و البته میریم سراغ اصل ماجرا خانم سایه رحیمی بله بله خودم هستم یه دختر با قد تقریبا صد و هفتادکه یه قد ایده ال بود و با هیکلی لاغر و زیبا مثل مانکن ها امریکایی از نظر قیافه ای موژه و ابروی مشکی داشتم و همچنین موهام صافه صاف مشکی بلند بود و تا زیر باسنم میرسید و اما چشام یه ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

دانستنیاحکاملکه بینیسیاست های زنانهانارزناشوییهمسرانهزایمانناباروری در مردانهمسرروانشناسیفایل صوتیزود انزالیمهارت های شوهرانهاحکامموزیکخود ارضاییآقایان بدانندولنتاینتسکینقسمت چهارمهمسرانهتشکرواژنوظیفشرازهای دلبریمفهوم سکسولوژیرابطه جنسیسیاست های زنانهصباغ ابریشمی؛عرق کاسنیلاغر شدنقندخوندرمانروغن کوهان-شترآیا میدانیدمعجزه چای ترشمفاصلگیاه مرزهحلوای مقوی کبد قلب معدهناخنکزیرهصدا کردن گوشAdMINپالمزیره سیاهمصلحات غذاییبهارنارنجمضرات کنجد وب سایتمضرات قند شڪر سفید۲AdMINشنبلیلهقدومهدمنوش خونساز قویهلیله زردAdMINآویشنبرگی از معرفتزیرهغذاپره داکتالداروAnalgesic drugsضد درد و مسکن ها و ضد تبهایپرگلایسمی‌نان‌کتوتیک علائم-سکسکهنوشیدن ناکافی آب عفونت تریکوموناسارزیابی بالینی هفتهشیمیاییکلسیم-چربی سوزی⭕️زایماندوره نفاس یا دوره پس از زایمانزمان انجام تست NST در بارداری کم خونی،ماسک مولینک عضویتعلل تبخال پیش آگهی موارد کاربرد سیپروفلوکساسینشکر قهوه‌ایچشملینک عضویتنشانه های درد در کودکان و نوجوانان شیمیاییلینک عضویتنیاز روزانه⬅️۸/۰ضد انعقادها قطر
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت