بورسیه


نام رمان : بورسیه
نویسنده : سامیه.ر

ژانر:#عاشقانه

خلاصه :
بورسیه داستان زندگی دختری به اسم پارلاست که زندگی عادی داره و دو ترم از دانشگاهش مونده.ولی یک اطلاعیه روی برد اعلانات دانشگاه زندگی عادی پارلا رو به هم میزنه و اون اطلاعیه درباره یه بورسیه برای رفتن به پاریسه…
پایان خوش

مقدمه:
او میخواهد راهی شهری دور شود...
اسمش را میگذارد "شهر آرزوها".
اسمش را میگذارد شهر رسیدن به پاسخ سوال های سالهای دور و درازش
اسمش را میگذارد رسیدن به خوشبختی
اما آیا برای خوشبخت بودن باید همیشه رفت؟
آیا خوشبختی در شهر دیگریست؟
برای هر رسیدنی باید راهی شد؟
او هم نمی داند...
و بورسیه تنها راه باقیمانده برای رسیدن به جواب سوال های ذهنش است...
شماره ی 126به باجه ی 2...
نگاه کردم به صورت آیدا که معلوم بود حوصلش سر رفته.و بعد نگاه کردم به اون ساعت بزرگی که درست روبروی ما روی دیوار بود و زیرش هم تاریخ و ساعتو نوشته بود.ساعت 11شده بود.بعد دوباره برگشتم به سمت آیدا و گفتم:هان چه مرگته؟
آیدا:به تو چه؟
-آخه تو اصولا مثه آدم یه جایی نمیشینی.همیشه یا نیشت بازه و میخندی یا هم داری تند تند حرف میزنی.
آیدا:دیگ به دیگ میگه روت سیاه.
-درد.منو با خودت قاطی نکن.
آیدا:آره ه ه..تو آدم حسابی هستی.ببین فیلمشو مثه این دکتر مهندسا یه فیگوری ام گرفته هرکی نشناسه فک میکنه خانوم دکتری..
-الان نیستم ولی قراره بشم.
آیدا:حالا جون من چرا اومدیم بانک.نمیشد کارت به کارت بکنی..یا از اینترنت پرداخت کنی؟تو که بزنم به تخته ناهارو شامتم جلوی لپ تابت میخوری...
-خواستم یه تنوعی بشه.خیلی وقته نیومدم بانک.مثه آدم بشینیم ببینم بهمون میاد یا نه.
آیدا:شایدم اومدی یکی از این پسرای خوشتیپو تور کنی؟
بعد بهم چشمکی زدو باسرش چن تا پسر جوونی که معلوم بود آدم حسابی ان و با کمی فاصله روی صندلی های کنار ما نشسته بودن اشاره کرد.چپ چب به آیدا نگاه کردمو گفتم:ای دختره ی....
آیدا:هان بقیه اش؟
-خواستم بیارمت قاطی آدما کنم ولی تو آدم نمیشی.اینجا هم دست از این کارات برنمیداری.
آیدا:خب اینجا شعبه مرکزیه این بانکه خنگه.ببین معلومه که اونا خرپولن.اگه یکیشو تور کنیم چی میشه پارلا جون؟بیا تا نوبتمون نرسیده یه کم تلاش کینم شاید چشمشونو گرفتیم..نه؟
-خوش اشتها هم که هستی.تو رو نمی دونم ولی برای من که پول اصلا مهم نیست.فقط آدم باشه و درکم کنه کافیه.پول که ملاک انتخاب شور نیس..
آیدا:ایشششش...از خداتم باشه.اصلا خودم میرم.نمیای دیگه ؟
-نوچچچ...
آیدا خواست بلند بشه که یه صدا اومد:به به..خانوما شمام اینجا هستین..
سرمو برگردونم ببینم کیه ازپشت سرم بود رو صندلی های ردیف بعدی نشسته بود.دیدم تیلاو ملکیه خرخون دانشگاه.گفتم:سلام.بله.
آیدا با عشوه گفت:اواااااا...آقای ملکی خودتونین؟
تیلاو:پ ن پ روحممه...مزاحم نمیشم. شما به کارتون برسین.بعد یه لبخند معمولی تحویلمون دادو رفت یه کم اون طرف تر نشست و مثلا وانمود کرد که اصلا حواسش به ما دوتا نیست.ولی من که میدونم داری زیرزیرکی دیدمون میزنی.همین که رفت آیدا سقلمه ای بهم زد و گفت:پارلاخدا بگم چیکارت کنه.دیدی چی شد؟کل آبروم رفت پیش این جیگره.
پوزخندی زدم و گفت:آره از بس یه جا بند نمیشی . تکون میخوری که همه نگامون میکنن.همه حرفامونو شنیده.
آیدا:پارلا...
یهو صدای خانومه رو شنیدم که گفت:شماره ی 134 یه باجه 3همونطور که بلند میشدم آروم گفتم:پارلا و کوفت.اجازه من لازم نیس.برو بشین باهاش حرف بزن.بعد دوباره رفتم تو قالب همون خانوم دکتره و به سمت همون باجه رفتم.
سوار پی کی من شدیمو مسیر دانشگاهو در پیش گرفتیم.ضبطو روشن کردمو گفتم:آی دیوونه...الان پسره فک میکنه این دوتا لنگ یه شوهرن.یه آهنگ سنتی از سالارعقیلی هم پخش میشد.
آیدا شونه ای بالا انداخت و گفت:نه که نیستیم..
دستمو بلند کردمو گفتم:تو آره ولی من نوووچ..دختره ی چشم سفید
آیدا:آره خانوم شما اعجوبه ای هستی واسه خودت..این آهنگ زاخارت چیه گوش میدی؟همینارو گوش میدی که اینقد بی روحیه شدی.
-همین که تو روحیه داری برای عالمو آدم بسه...پسرای دانشگاه از بس روحیه از تو میبینن دیگه وقت ندارن به من وامثال من نگاه کنن
-اون که بله.اونا حق ندارن به تو نگاه کنن.بعد یه کاست از کیفش بیرون آورد و گفت:پارلا عتیقه ای به خدا.اون از آهنگت اینم ضبطتت.این ماشینت.صدو یک بار گفتم دختر کاست دیگه پیدا نمیشه اینو عوضش کن..
-دارم باهات محترمانه برخورد میکنم دروباز کن گم شو پایین.
-اووه...بی کلاس دمده..
-این چرا خفه خون گرفت؟
-مشکل از کاست من نیس.مشکل از ضبط خودته.
خواستم یه کم دسکاریش کنم که یهو شروع کرد به خوندن:
چقد استرس داری تو آروم باش بیخیال دنیا و قانون باش
یه سری مشکلات هنوز بینمو هست که کنار ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

زناشوییمیل جنسیبارداریاختلالات یادگیری،گفتاردرمانی،میگرن،کلیشه ای نباشرازهای مردانشوخی کردنسرد مزاجهمسرانهمقعدسعید بهشتینارضایتیتکنیک های همسرداریسیاست های همسرداریهردو بدانیدکلیپزناشوییازدواجهمسرداریجملاتی برای جادوی مردانبدگوییتستوسترونانواع بوسهمحدود نکنمسمویتپائولو کوئیلوشعرانهآیودیجدیدترینجنسی زناشوییعرق بیدکاهش اضطرابذڪر لینڪ⇩دانستنییبوستزنجفیلبابونهادویهحلوای سیرتقویت ناخنها اوتیسمآیا میدانید@atarbashiموزAdMINقاعده آورگردوسیبهلعطسه بهاریسرخارگلدیابتذڪر لینڪسلامتیپوستاندامدیهـــورمـــهر سلیخه(ازبعد از بارداریدوران پس از جراحی قلب باز منابع⬅️کلملینک عضویتسلکسیبعلایم و نشانه‌های التهاب بورس مکملﻋﻮﺍﺽ آبسه پستان تخم کرفسالکلمس-2میلیروش انجام آزمایش پروژسترون لینک عضویتعفونت مجاری تنفسیخلاصه هورمون تستسترونسمیتسمومب کمپلکسلینک عضویتچند نکته مهم دارودرمانی سرماخوردگی در کودکانلینک عضویتآبریزش بینیکوفتگی مغزی(Cerebralبواسیرطولانیآتروفی کومادینسردردهای‌ میگرنیمشاغل در معرض خطر تاندونیت پلاس1
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت