آفرت


نام رمان : آفرت
نویسنده : سارا رایگان

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
آفرت دختری از تبار نسل تافته جدا بافته است که در بدترین شرایط توانست خودش را نجات بدهد و
برای انتقام سر دوراهی قرار میگیرد،دختری که در حال وهوای اولین مرد زندگیش است ودر این میان مرد دیگری هم وارد زندگیش میشود
رمان آفرت داستان چند زن ومرد را میگوید که هرکدام به نحوی به آفرت مربوط میشوند،جدال میان۳ضلع یک مثلث،

آفرت: زن در زبان کُردی
به زیبا ترین نحو ممکن معنا شده؛
نه خانم است نه زنیکه نه ضعیفه نه زن
اورا《آفرت》مینامند؛
به معنای افریننده.......
مقدمه:زمانی که ترکم کردی،زمانی که شکست خوردم،تب نکردم،در کنج
اتاقم زجه نزدم،چشمهایم از شدت هق هق ریزو پف کرده نشد،لبهایم ترک
برنداشت،موهای بلندم .....از این یکی گذشتم،بعد از رفتنت دلبرتر وجسور تر شده ام،برق چشمهایم هر مردی را ازپا در میاورد،شخصیتم انتخاب هر مردی برای ازدواج شده است،غرورم با بوی عطرcocoغوغا میکند،شکستی که صدایم را مانند پسران در سن بلوغ بم کردو واز نازکی دخترانه قبل خبری نیست،دختری شده ام که بود ونبود کسی برایم مهم نیست،دلتنگ کسی نمیشوم،از دسترس عالم وادم خارج میشوم،بی رحم میشوم،فخر میفروشم،از مردهای شهرم دل میبرم،انتقام میگیرم از هم جنسهایت،تا زمانی که بعد از سالها مرا دیدی،حس ندامت وحسادت تمام وجودت را فرا بگیرد،تا بفهمی من کم نبودم،بی ارزش نبودم،تنهایک چیز بودم!!!!!!!
یک عاشق ساده.(سارا رایگان).
روبروی پنجره اتاق کارش ایستاده بود به بیرون نگاه میکرد ساعت از۱۲ظهر گذشته بودبود،اواسط اذر ماه بودو دانش اموزانی که از مدرسه خارج میشدند با همهمه و خنده های بلند به دنبال یکدیگر میدویدند دربین ان دانش اموزها نگاهش متوجه دختر دبیرستانی چاقی شدکه با همکلاسیهایش صحبت میکرد چهره اش از فاصله طبقه پنجم به خوبی مشخص نبود اما جثه اش تلنگری بود برای یاد اوری خاطرات گذشته .....
وای مامان امروز خودمو وزن کردم۳کیلو کم کردم باورت میشه، مامان مریمش مثل همیشه که از دست رژیم های مختلف آفرت عصبی میشد گفت عزیزکم تو که چاق نیستی ماشالله قدت بلندواستخوان بندیت درشت چرا اینقدر خودت رو زجر میدی اما آفرت که گول حرفهای مادرش را نمیخورد تنها به وزن ایده ال رسیدن فکر میکرد ان ۳کیلو وزنی که کم کرده بود بیش از اندازه خوشحالش کرده بود طوری که میتوانست کل روز را فارغ از تمام مشکلات اطرافش خوشحال باشد اما تنها چندساعتی نگذشته بود که با پوزخند مسعود روبرو شد که با تمسخر گفت به نظرم ۳کیلو چاق شدی نه لاغر،همین یک جمله کافی بود برای ۲۴ساعت گوشه گیریش دختر حاضر جوابی که هیچکس حریف زبانش نمیشد اما عجیب در برابر مسعود سکوت میکرد مگر قاعده عشق این نیست که معشوق بگویید وعاشق تنها گوش کندو آفرت این قاعده را به خوبی فرا گرفته بود.
باصدای منشی که چندبار صدایش زده بود به حال برگشت و روبه منشی که قد کوتاه وهیکل نسبتا چاقی داشت وهمیشه صورتش را مثل دخترهای بندری ارایش میکرد با جدیتی که همیشه در صدایش بودگفت کاری داشتی؟
جناب مهندس قاسمی تشریف اوردن گفتن برین اتاقشون.
_بهشون اطلاع بده تا۵دفقیقه دیگه میام.
_چشم خانوم مهندس
تا زمانی که از رفتن منشی اطمینان پیدا نکرد سر جایش ایستاد این روزها علاقه خاصی پیدا کرده بود به دیدن افرادی که میروند وپشت سرشان ان دیوار چوبی را روی هم هم میکوبیدندواو میماند وصدای گوش خراش دروتنهایی.
به سمت گوشه اتاقش رفت و روبروی اینه تمام قد ایستاد اتاق۲۰متری که یک طرف ان را پنجره های شفاف قرار گرفته بودوکاغذ دیواری به رنگ صدفی تمام دیوار اتاق را پوشانده بود به جز میز کارش تنها دو مبل راحتی دیگر بود که وسط اتاق قرار داشت واین اینه راهم که سر جهازی با خودش اورده بود دلش برای دفتر کارش در کرمانشاه تنگ شده بود دفتر زیبا وشیکش جایی که مامن ارامشش بود در اینه به خودش نگاه کرد قد بلند با بدنی لاغر که تا عمر داشت حاضر نبود یک گرم به ان اضافه شود درانتها صورتش که سفید وصاف بود وچشمانی به رنگ قهوه ای تیره که بزرگ نبوداما کوچک هم نبود ولبان کوچک وگوشتی وبینی کوچکش به نوعی تمام اجزای صورتش کوچک بودن موهایش را مثل همیشه با روبانی حلق اویز کرده بودوچشمهایش کمی کشیده تر ومرموز تر شده بود خط چشمش راکلفت و زیبا کشیده بود همیشه در طراحی کردن تبحر خاصی داشت تفاوتی نداشت ارایش چهره باشد یا طراحی یک ساختمان همیشه کارش تمیز وبی نقص بود پالتوی قرمزش را برداشت وروی مانتوی مشکی ساده وکوتاهش پوشید وروسری سرمه ای راهم که با کیف وکفشش ست کرده بود مرتب کرد در نگاه اول همیشه تیپ منحصر بفرد وبه دور از جلف بودنش توجه مخاطب را جلب میکرد کمی عطرcocoبه ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

دانستنیاحکاملکه بینیسیاست های زنانهانارزناشوییهمسرانهزایمانناباروری در مردانهمسرروانشناسیفایل صوتیزود انزالیمهارت های شوهرانهاحکامموزیکخود ارضاییآقایان بدانندولنتاینتسکینقسمت چهارمهمسرانهتشکرواژنوظیفشرازهای دلبریمفهوم سکسولوژیرابطه جنسیسیاست های زنانهصباغ ابریشمی؛عرق کاسنیلاغر شدنقندخوندرمانروغن کوهان-شترآیا میدانیدمعجزه چای ترشمفاصلگیاه مرزهحلوای مقوی کبد قلب معدهناخنکزیرهصدا کردن گوشAdMINپالمزیره سیاهمصلحات غذاییبهارنارنجمضرات کنجد وب سایتمضرات قند شڪر سفید۲AdMINشنبلیلهقدومهدمنوش خونساز قویهلیله زردAdMINآویشنبرگی از معرفتزیرهغذاپره داکتالداروAnalgesic drugsضد درد و مسکن ها و ضد تبهایپرگلایسمی‌نان‌کتوتیک علائم-سکسکهنوشیدن ناکافی آب عفونت تریکوموناسارزیابی بالینی هفتهشیمیاییکلسیم-چربی سوزی⭕️زایماندوره نفاس یا دوره پس از زایمانزمان انجام تست NST در بارداری کم خونی،ماسک مولینک عضویتعلل تبخال پیش آگهی موارد کاربرد سیپروفلوکساسینشکر قهوه‌ایچشملینک عضویتنشانه های درد در کودکان و نوجوانان شیمیاییلینک عضویتنیاز روزانه⬅️۸/۰ضد انعقادها قطر
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت