ریتم خیانت


نام رمان : ریتم خیانت
نویسنده : یکتا گودرزی

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :

دختری که روز عروسی اش متوجه اشتباه همسرش میشود و فرار میکند ولی در راه تصادف میکند و حافظه اش را از دست میدهد.
او با پسری به اسم شهیاد آشنا میشود که مسیر زندگی اش را تغییر می دهد.


زغال گردونو میچرخوندم و به اتیشش ذل زده بودم جیغ مامانو شنیدم
مامان-دختر لباس عروستو میسوزونی پاشو برو مهرداد و صدا کن چند دقیقه دیگه قراره برید سر سفره عقد بعد تو داری قیلون درست میکنی!
نه مامان جان وقتی اینو میچرخونم ذغالاش خیلی با حال میش خوشم میاد چشم
با لبخند رفتم تو سالن به دررسیدم صدای پچ پچ یه دختر و پسر میومد.. وایسا ..بیینم این مهرداد لای درو یواشکی باز کردم
یا خدا هییییییی خدا یا این..این ..مهرداده..این دختره کیه بقلش کرده من چی میبینم ............سرم گیج میرفت حرفاشونو به زورمیشنیدم
مهداد- اگه با این دختره ازوداج کنم کلی پول بهم میرسه بعد با هم بریم امریکا بچمونم همونجا به دنیا میاد
این ها .. چی میگن .. یعنی مهرداد بخاطر پول اومده خواستگاری من اشکام رو گونه هام غلطید دویدم بیرون بی هدف میدویدم تق.. صدای رعد و برق ..و بعد بارون به شدت میدویدم همه جوری نگاه میکردن انگار قاطل بابا شونو دیدن یه عروس که داره وسط اتوبان میدوعه چرا این مردم همهش با چشاشون تصمیم میگیرن چرا یه لحظه نمیگن روز عروسیش.....همون روز فهمیده .... کسی که قرار بوده باشس ازدواج کنه ... بچه داره بخاطر پول اومده گرفتش یه عشق دیگه داره .. چرا نمیگن غرورشو ... قلبشو.. له کردن اخهههه چرا .... یهو صدای بوغ ماشین تو گوشم پیچید پام لیز خورد و ............
***
چشامو باز کردم تو یه اتاق بودم بوی تندی میومد یه مرد پیر حدودا هفتاد ساله با لباس سفید با سختی روی رو پوششو خوندم
دکتر احمدی
پس اینجا بیمارستانه اما من چم شد....اصلا... من کیم .. ای وای کی منو اورده اینجاااااااااا یهو یه صدایی شنیدم
-سلام خانوم کوچولو حالت خوبه
من-من ..چم شده مگه که اوردنم اینجا
دکتر- تصادف کردی ..اسمت چیه
من- اسمم..؟؟!.. نمیدونم...من هیچی یادم نمیاد
دکتر- عجیبه یعنی تو این اقا هم نمیشناسی
یهو یه پسر وارد اتاق شد
من- نه اقا من نمیشناسمشون
پسره- من این خانومو دم مغازم دیدم من مغاز انور خیابون ایشونم با ماشین تصادف کردنم و افتادن جلو مغازه ی من منم اوردمشون بیمارستان
من- مغازهی چی؟
-گیتار فروشی ..لوازم موسیقی و اینا تدریسم میکنم
دکتر-اینطور که معلومه ایشون هیچی یادشون نمیاد بهتر شما زود تر اشنایانشونو پیدا کنید یا خبر بدید اما ازمایشا نشون میده ایشون حافظه ی کوتاه مدتشونو از دست دادن
پسره- یعنی ..الان اسمتم یادت نیست
طلب کار گفتم
-میبینی که یادم نیست خوب چرا زور میگی اه
پسر خندید و گفت
-اقای دکتر میشه مرخسشون کنید
دکتر-بله
دکتر رفت بیرون پسر گفت
-خانوم بی اسم اسم من شهیاد راد شما این مدت باید بیاد پیش من ..یعنی خونه من
من- خونت کجاس .. من واسه چی باید بیام
-تو باغچه .. بالا مغازه م بعدشم...شما تا خانواده محترمتون پیدا شه باید بیای پیش من توقع نداری که ولت کنم تو خیابون عروس خانوم
من-عروس؟!
پسره-اره پیدات که کردم لباس عروس تنت بود
من- خاک توسرم خوب شاید من ...عروسیم بود.. اسمت چی بود
پسره- شهیاد.. فعلا که هیچی یادت نمیاد پاشو
با پسره رفتیم توماشینش تو راه که داشتیم میرفتیم یهو یه ماشین پیچید جلومونو و ماشین یهو منحرف شد انور خیابون اما یهو جمش کرد همون لحظه یه صحنه ای اومد جلو چشم یه پسره خیلی اشنا قد بلند و با کت شلوار ب*غ*ل یه دختر بودن داشتن با هم حرف میزدن دستمو گزاشتم رو سم اه اه
پسره-خوبی تو
من- اره .. خوبم
خوب رسیدیم اینم خونه ی من
پیاده شدم یه مغازه گیتار فروشی گرم دیوارش سنگ قهوای یه عالمه گیتار های رنگی رنگی که بیشتر رنگهای نارنجی زرد و قهوای و مشکی به چشم میومد یه پیانو چهارزتا ویالون رو دیوار یه پله ی سیاه کوچولو پشت پله بلکا صورتی وقتی میرفتی باید خم میشدی چون کوچولو بود بعد اون بالا یه سالن کوچیک و یه اتاق همه وسایلم سفید میشکی یکمم قهوای چند تا قاب عکس رو دیوار یه بشقاب و لیوان خالی تو سینی که جلو تلوزیون بود و یه بالشت پسره شل*خ*ته البته خونش تمیزه یهو صداشو شنیدم
-ام....نمیدنم چی ....ببین برا اسمت باید یه فکری کنیم اون جا اتاقته چون من شبا عادت دارم تو حال میخوابم تو تو اون اتاق باش که راحت باشی فردا هم باید بریم لباس بخری بعد یه سوا ل چرا زیر لباس عروست کتونی ال استار و شلوار لی پوشیده بودی؟؟
من یادم نیست اما اگه با این کتونی هایی من خیلی دوسشون دارم فکر کنمم قبلانم داشتم اما اونارو نمیدونم لابد از این دختر شرا بودمکه میخواستم بعد عروسی سریع بدوم برم بیرون ..واسا بینم ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

کلیپ روانشناسیاحڪامبازخوردیبیشتر بدانیمشوهرانهفرهنگ هلاکوییهمسرانهجنسیزناشوییسیاست رفتاریمعجون عسلابسلامت بانومشکلتوندرخواستاحکامسردیچالش48تناسلیشُما عزیزِ منیزناشوییشش نکته برای آرام کردن مردان خشمگینجلفجذابیتﻣﺠﺮﺩﯼرئیسسیاست های همسرداریجنسیحدیث‌عــشقرژلبسیفلیسسبزیاسموتیاشتهاکودک بد غذاذڪر لینڪانگور تازهچایبیماری های گوارشیکاهش اضطرابدرد مفاصلافزایش حجم آلت تناسلی مردانماسک خرمالوآیا میدانیدبانوانهلیلهدانستنیسیرخواص روغن بنفشهسرماخوردگیبروکلی،منضج بلغمنسخه خطی معجون نوش داروخونیتخمدانسفیدیگیاهیتبلیغاترازیانه،عفونیسبوس برنجترک رابطه زناشوییﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢ ﺍﺛﺮ دارو احتقانپره اکلامسی و سندروم هلپچـربیعلایم بیماری در نوزادان لینک عضویتکاهشسمیآبریزش بینیبزن رولینکحل تعارضات زناشویی با روش گلاسرنوزادان معلول در بارداری های بعدی راست رودههدف از پیگیری دمای پایه بدن توصیه هایی برای کاهش اثرات مضر رنگ مو تهوعانگللینک عضویتعضویتبی‌خوابیلینک عضویتساعت١٥ عوارض ژلوفن ویتامینسردرد به علت تومور مغزی قدم ششم راهنمایبرای گریه‌ها راه حل پیدا کنید دوم بارداری
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت