فیاض


نام رمان : فیاض
نویسنده : فاطمه ابوالفتحی

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
‎داستان راجب مردی است که غرور بی جا ندارد، عطر تلخ نمی زند و چهره ی افسانه ای ندارد. اما، مردیست که می شود به او تکیه کرد و تا آخر دنیا عاشقش بود.



مقدمه:
تمام آرزوهای منی بانو همه چیزی که از دنیا طلب دارم
نمی شه از جهانی که تو رو داره برای لحظه ای هم دست بردارم
تمام آرزوهای منی بانو آهای بانوی نور و عطر و ابریشم
تو گرما گرم این دنیای عاشق باش یه لحظه سایه برداری تلف می شم
یه لحظه سر بچرخونی تلف می شم یه لحظه رو بگیری پاک نابودم
منی که تو نگاه مردم دنیا همیشه مرد روزای سیاه بودم
یه لحظه سر بچرخونی تلف می شم یه لحظه رو بگیری پاک نابودم
منی که تو نگاه مردم دنیا همیشه مرد روزای سیاه بودم
تو اقیانوس تنهایی گرفتارم بریدم آب رفتم درد و دل دارم
بزن باد موافق راهمو وا کن یه عالم قایق مونده به گل دارم
یه لحظه سر بچرخونی تلف می شم یه لحظه رو بگیری پاک نابودم
منی که تو نگاه مردم دنیا همیشه مرد روزای سیاه بودم
«علیرضا آذر»
٭٭٭٭
«الهی رخصت»
نگاهم رو از شمعدونی های ردیف شده ی پشت پنجره می گیرم و به نگاه بی رحم دخترک رو به رو می دوزم.
باورش برام سخته اما مجبورم و باید باور کنم.
دست هام مشت می شه و بغض تو گلوم بی داد می کنه. کاش یکی باورش بشه اون فیاض مغرور حالا اینطور با این حال منتظر جواب دخترک داستان مونده.
- حرف آخرته؟
می گم ولی تو دلم دعا دعا می کنم که نباشه، که شاهزاده خانم قصه هام همه ی این حرف ها رو به شوخی گفته باشه؛ اما شاهزاده خانم دیگه مریم سابق نیست.
به چشم هام نگاه می کنه و می گه:
- حرف آخرمه!
حرفش می چرخه و می چرخه و پتک می شه تو سر این فیاض خسته، نابود و زیادی عاشق! نگاهم به آسمون می افته و از پشت این شیشه های سرد به خدا می گم:
"دیدی خدایا؟ می گه حرف آخرمه یادت که می مونه؟"
دستم مشت می شه و تموم عزمم رو جذب می کنم و می گم:
- مبارکت باشه.
می گذرم از میون تموم خاطر خواهی های بچگی تا به حال. از حیاط خونه خانم جون
می گذرم تا کسی نفهمه این خاطره هاست که تلخم کرده، که بال و پرم رو شکسته که غصه دارن این دردا.
گذشت...
مجنون که شدم
لیلی من مُرد
یوسُف که شدم
گرگ مرا خورد
من تیشه زدم
خسرویِ نامَرد
با وسوسه
شیرین مرا برد.
شاید یه وقت هایی گذشتن ها حالت رو بهتراز موندن ها کنه.
گذشتن هایی که تلخه و سخته و تو هر قدر که بخوای به روی خودت نیاری نمی شه. دستم به سمت ضبط می ره.
یه هفته ست که دل داغونم هنوز نتونسته خودش رو جمع و جور کنه و مجبورم به دروغ برای اونی که از دنیام رفته آرزوی خوشبختی کنم.
چطور می شه که اون تو این دنیا باشه جلوی چشم هام باشه و من تظاهر به بی خیالی کنم؟ چطور باید هروقت دست اون رو توی دستش می بینم نشکنم و مرد باشم و فرو نریزم؟ چطور خدا؟
از این ور اون ور شنیدم داری عروس می شی گلم
مبارکت باشه ولی
آتیش گرفته این دلم
خیال می کردم با منی
عشق منی مال منی...
فکر نمی کردم یه روزی
راحت ازم دل بکنی.
باور نمی کردم بخوای
راس راسی تنهام بذاری
آخه یه عمر همش بهم، گفته بودی دوستم داری.
گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می مونی
می گفتی هرجا که باشی خودت رو با من می بینی
دستم به سمت چشم هایی می ره که اشک ماتش کرده. من زیاد عاشق بودم و خود کرده را تدبیر نیست!
صدای بوق ممتد ماشین های پشت سرم به گوش می رسه، چراغ سبز شده و من قصد رفتن ندارم. زیرلب همراه با آهنگ در حال پخش زمزمه می کنم:
تاج عروسیت و برات
خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم
هرکی بپرسه بهش می گم
خودم ازش خواستم بره
می گم برای هردومون اینطوری خیلی بهتره
دوباره، سه باره، چهارباره مرور می کنم این تراژدی غمگین رو.
بارون میاد... نمی دونم آسمون هم پای من گریه می کنه یا من همپای اون.
صدای کوبیده شدن دستی به شیشه از هپروت این امواج تلخ من رو بیرون می کشه.
مرد خشن رو به روم با فریاد می گه:
- مردک نشئه چرا نمی ری؟ چی زدی؟
مردک نشئه صفت خیلی خوبیه برام.
چی زدم؟
چیز زیادی نبود دو نخ دوست داشتن و دو پک عشق صادقانه به این روز انداخت من رو.
مرد تلخ تر از قبل می گه:
- د چرا وایسادی منو نگاه می کنی؟ برو دیگه.
نمی فهمم پام چطور روی پدال گاز قرار می گیره و ماشین از زمین کنده می شه؛ ولی چیزی تغیر نمی کنه.
من گریه می کنم، آسمون گریه می کنه، آهنگ هنوز پخش می شه و کمر من خم تر.
صدای خواننده وقتی که می گه: "تاج عروسی" مدام توی سرم اکو می شه.
از همه می برم، از بی عرضگی خودم و اون عشق ...
حقی نیست که بخوام به خاطر از دست دادنش گریه کنم، ماتم بگیرم و سوگواری کنم...
من خودم باعثش بودم .
دستم به سمت ضبط می ره و صداش رو بیشتر می کنم. خسته می شم از این ملودی آروم ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

سعید بهشتیارگاسم جنسیچربی شکمبهبود سردرد به روش سنتیلیندزی دو(Lindsey doe)تعریف کردنمیخچهتیپولوژی وزبان بدنمهارت های شوهرانهبرای بانو جانقلبکلیپ زناشوییچگونه به دیگران نه بگویم؟راز جنسیانقباض های دوره پیش از قاعدگیرابطه مقعدیدعواییدانستنیروابطهمسرتاننگه داشتن جریان ادرارتستوسترونسلامتیآروممفشارخونمستجهنگشادیدهمسیاست زنانههمسرداریدردمعدهرازیانهتقویت استخوان رفع ضعف ولاغری.درزانو دردذڪر لینڪماسکهای عطارباشیپیازگیاهان داروییدرمان بی خوابیپنبهبرفک و جوش دهانخمیر پیتزاطلاعطاری خراسانیانگورگرمی مزاجلیست غذاهای معتدلبرسبسپاسهسوال 27حنا+بنفشهزعفرانببینیدابروتخمدانقلبپروتئینخواص پنیرککِفیرمراجعه به مشاور قبل بارداری کناره گیری و انزوا طلبی چربی مودیکلوفناک پست عمومیتست قندخون نباید انگشتخارششیمیاییلینک عضویتانسولین ریگولار واریوپپتیللینک عضویتلینک عضویتخطر سقط عمدی جنین برای مادرروشهای مختلف جراحی کورتاژ وزنسردرد،توهممدت زمان نگهداری خون بندناف به صورت منجمد اختلالات اسپرموگراممنابع⬅️جگر،کیست کلیهفشارخونمعدهشیمیاییتسکین دردهای عضلانیزیرهپوستیعلایم کم خونی در بارداریتب کیو،موفقیت
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت