دختران بد


نام رمان : دختران بد
نویسندگان: فاطمه محمدی و مینا قاسمی

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :
سه تا دختر دبیرستانی که تو اردوی مدرسه گم میشن و اتفاقای زیادی براشون میوفته...




مینا
به اطرافم نگاه کردم همه سیاه پوشیده بودن چقدر بدم میومد از اینجور مراسما ولی چاره ای نداشتم نمیومدم مادرم ناراحت میشد
فاطمه:زشت نیست کمک نکردیم؟؟
نه چرا زشت باشه اصلا به ما چه ربطی داره؟
فاطمه:مادربزرگ مادرت مُرداااا!!!من سرما دارم نمیتونم کمک کنم تو برو کمک کن خاله اینا خسته شدن
خوب امر دیگه؟؟
فاطمه:مینا بلند شو زشته
ول کن بابا
خاله الهه:مینا،فاطمه بلند شین نن جان بشینه
با کلافگی بلند شدم دلم میخواست یه داد بزنم از بدشانسی نشستم جلو روی عمه های مادرم میترسیدم خندم بگیره با گریه هایی که میکردن همینجوری نشسته بودم هر وقت که مداح
مکث میکرد عمه رعنا(عمه مادرم)شروع میکرد به روضه خوندن منم از خنده داشتم غش میکردم ولی با زور خندم و کنترل کردم پدرم در اومد!!تو حال خودم بودم و تونستم خودم و
کنترل کنم البته دستمال جلو دهنم بود و هر وقت میخواستم بخندم راحت بودم یه لحظه دیدم عمه نسا(یه عمه دیگه مامانم) دستاش رفته بالا و داره خودش و میزنه البته خیلی یواش
به صورت حرکت آهسته!!!!قبل اینکه خنده پدر رودم و در بیاره بلند شدم رفتم پیش مادرم حداقل اونجا از سیرک خبری نبود یکم به خودم فکر کردم:من مینا قاسمی هستم16ساله
مامانم سپیده ملکی36سالشه و یه مادر فوق العادس و پدرم رضا قاسمی41ساله باحالترین پدر دنیاس یه خواهر9ساله دارم به اسم فاطمه زهرا از نظر قیافه به خانواده مادرم رفتم خیلی
سفید بودم خواهرمم به بابام خیلی خوشگل بود من لاغر بودم نسبت به سنم هیکلم خوب بود ولی وزنم افتضاح44کیلو بودم...عاشق نوشتن هستم و نویسندگی میکنم قوه تخیلم عالی
بود برای همین23تا رمان نوشتم شیطنت داشتم ولی بعضی وقتا خودم و جمع و جور میکردم و ساکت بودم از اونایی نبودم که هر جا میرم گرد و خاک به پا کنم و همه بپوکن از خنده
ولی خوب اگه طرفم و میشناختم میفهمیدم اهل سو استفاده نیس باهاش شوخی میکردم اصلا اهل دوست پسر بازی و اینا نیستم و نبودم کلا باهاشون نمیساختم بیشتر تریپام اسپرت و
پسرونه بود موهام حدودا تا کمرم بود البته تا حدودی مثله تو این رمانا هم نبود که مو خیلی ل*خ*ت و بلوند باشه نه موهام خرمایی بود و فر بود البته اگه اتو میکشیدم خوب میشد موهام
حالت دار میشد عینکی بودم و عاشق نوازندگی بودم برای همین با رفیقم میرفتم کلاس گیتار و اتفاقا یه ماه پیش مدرکم و گرفتم رنگ هم فقط مشکی رو دوست داشتم آهنگ بیشتر
رپ گوش میدم و از خواننده های رپ باید بگم عاشق گروه زد بازیم بعد یاس،تیک تاک،بهزاد پکس،بهزاد لیتو،تی ام بکس و دوست داشتم اخلاقم هم بعضی وقتا خیلی مهربون میشم
و بعضی وقتا ظالم اما تا دلت بخواد بیخیالم از نظر همه خیلی زرنگم البته از نظر درسی نه از اون نظر برعکس مادر و پدر و خواهرم که خیلی ساده بودن مغرور هم نبودم بیشتر واژه ی
عصبی بهم میخورد خخخخ
مامان:مینا بیا بریم قبرستون
با تعجب گفتم
جانم؟؟!!!
مامان:بیا میخواییم بریم سر قبر حاجی ننه
باشه
بلند شدم فاطمه هم اومد پیشم واقعا جالبه تا قبل اینکه بمیره اسمش ننه زهرا بود حالا که مرد شد حاجی ننه!!!کفشم و پوشیدم خدا رو شکر از ترس اینکه کفشم و ندزدن تو مسجد یه
کفش کهنه و دهاتیم و پوشیده بودم که پدر جدش در اومده بود لژش هم همه سابیده شده بود رفتیم دم در همه رفته بودن منم سعی کردم خودم و با این شرایط وقف بدم خدا رو شکر
امشب یه اتفاق خوب میوفته خالم داره از کربلا میاد و ما نمیدونیم چیکار کنیم آخه نمیدونه ننه جونش مرده بلاخره اون مراسم مسخره هم تموم شد و ما رفتیم خونه عموی مامانم
خالمم اومده بود اونجا کلی هم گریه و زاری میکرد منم دیدم گریم نمیگیره یه لحظه به این فکر کردم که فردا باید برم مدرسه خون گریه کردم نزدیک بود غش کنم اینقدر خودم و
زدم که خاله هام از خنده غش کردن
سیاوش(داییم):بسته مینا خودت و کشتی
گریه رو بس کردم بعد اشکام و پاک کردم همه با تعجب بهم نگاه میکردن تویه این قسمت تمام حواسم به بچه ی رویا(دخترعمه رعنا)بود و تو ذهنم هی از خودم میپرسیدم چرا این
دختره گریه نمیکنه؟؟
****************
زنگ اول علوم
یاخدا آخه چقدر میتونه تحمل این معلم سخت باشه حوصلم سر رفته بود حوصله ی درس هم نداشتم بنابراین خواستم یکم دقت کنم به حرفای خانم دلارام تا یه سوتی پیدا کنم
دلارام:خانم گوشت با منه؟؟
بله خانم دلارام
دلارام:شما ها آخر هیچی نمیشین
اووووف
دلارام:خوب درس امروز ما راجب کَهکَشان هاست
از قصد بلند زدم زیر خنده مارال و نازی هم خندیدن
مارال:نازی بیا بریم ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

قدمسر سنگینی به موقعزناشویی اسلامیآقایان بخوانندخودارضاییکلیهسرکه سیبروانشناسیپزشکان آنلاینچالش۹۶همسردارینکاتحرف حسابطلاقخانم ها بدانندآموزشیاندامهای جنسی زنانهارگاسمبدانیمصراحتآقایان بخواننداحکامخانمها بدانندتنها نگذاشتن همسرجنسی زناشوییمتوجهکلیپسرکار خانم پرتو اعلمبخواهیمدلایل اختلال نعوظسکسکهشکمدرمان زخم سر پستاندرباره روغن کنجدزیبایی فرزندوب سایتسیرافسردگیتاج خروس(گلدیابت بارداریلاک مغسولروغن جوجوبادرمان قطعی جوش صورتتقویت قوای شهوانیروزهسوزش ادرارآلو‌ورا+کاهش دهنده قندخونمالیدن روغن خراطین اصلبلغممسمومیتهاخواص کنجداسطوخودوسدیابتمسواکصابون زردچوبهدرمان قرقر شکمانزالعرقیجاتتقلباتتفاوت داروهای لیدوکایین و آمیودارون منابعغلاتلینک عضویتپزشککودککلیهآکنهامگا3تستوسترونمواد غذایی حاوی آنتی اکسیدان سدراشکال رایج بارداریقرصلینک عضویتگرمسیریایبوپروفنلینک عضویتتست عملکرد ریه PFT⬅️برایلینک عضویتفولیک اسید-دیفن هیدرامینونتولینلینک عضویتلینک عضویتبارداریمشکلات تنفسی و نقائص قلبی در تمامی مبتلایان تغذیهدکتر خالوندیپنی سیلین G
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت