رمان انتقام به سبک عاشقی ممنوع ! ( جلد دوم عاشقی ممنوع!!)


رمان انتقام به سبک عاشقی ممنوع ! ( جلد دوم عاشقی ممنوع!!)

ناظر رمان : PaRIsA-R

نویسنده:meli770

ویراستار: سیده پریا حسینی

ژانر:عاشقانه،معمایی،جنایی.

خلاصه:

-بهتره چشم هات رو ببندی.

-تو کی هستی که به من دستور می‌دی؟

مثل همیشه، با کت و شلوار مشکیش بود که جلوم ایستاده بود.

- می‌دونی که برام کاری نداره چشم هات رو خودم ببندم، پس بهتره کاری که بهت گفتم رو انجام بدی.

-انجام ندم؟

-مجبورت می‌کنم.

یه پوزخند تحویلش دادم. با صدای در، برگشتم. از چیزی که می‌دیم، سر جام خشکم زد.

با چشم های اشکیش، داشت التماسم می‌کرد که همین یک دفعه رو بهش شک نداشته باشم.

خبر نداشت که خیلی وقته شکم نسبت بهش بر طرف شد، فقط خیلی دیر بر طرف شد.

وقتی به خودم اومدم، چشم هام رو بسته بودن. صدای نحسش، مثل ناقوس مرگ توی گوشم بود.

-شنیدم که تیر اندازیت حرف نداره.

با شنیدن صدای تیر، چشم بند رو برداشتم



شخصیت های اصلی جلد اول:



1. سوزی، سیاوش، سعید، عسل

2. ارسلان، اشکذر، ترگل، نوشین



شخصیت های دوم جلد اول:

انوشیروان، کیان،

کیارش، دادمهر، کیانا، رویا،

ارسلان و اردلان، خسرو،

نازگل (ماهرخ)

خورشید (دختر انوشیروان)

لاوین و افشین



خلاصه ی جلد اول:

با برگشت کیارش از آمریکا، مهمونی ای برای ورودش به ایران پس از سال ها برگذار شد.

داخل مهمونی، کیارش با عشق قدیمش کیانا رو به رو می‌شه و خاطرات قدیمی براشون زنده می‌شن.

چهار شخصت اول رمان، با دیدن رفتار های این دو تا کنجکاو می‌شن تا ببین قضیه چی بوده؟

با فهمیدن داستان، رازهای دیگه ای هم بر ملا می‌شه.

در این بین، هشت شخصیت اصلی باهم دیدار می‌کنن و باهم دوست می‌شن.

بچه ها متوجه می‌شن توی خانوادشون عاشقی ممنوع است، انقدر جدی ممنوعه که به کیارش دروغ گفتن که کیانا ازدواج کرده و به دادمهر گفتن که عشقش مرده!

در حالی که رویا فقط فراموشی گرفته بود.

با برگشتن رویا، همه متوجه این دروغ می‌شن. هشت شخصیت اصلیمون، متوجه می‌شن که رابطه ی فامیلی نه چندان دور باهم دارند.

تا اینکه بزرگ تر ها، متوجه زیر آبی رفتن شخصیت های اصلی می‌شن و اون ها رو از خونه بیرون می‌کنند؛ به خاطر حفظ جون خودشون، به خاطر اینکه بیشتر از این کنجکاو نشن.

توی این بین، بین شخصیت های اصلی داستان عشق به وجود میاد، عشقی مقدس و پاک.

ولی همیشه اون طوری که ما می‌خوایم نمی‌شه. وقتی که بچه ها از عمارت رفتن، شخصی به اسم خسرو سر و کله اش پیدا می‌شه و با بچه ها قرار می‌ذاره.

بزرگتر ها، وقتی متوجه موضوع می‌شن، قبل از اینکه از زبون خسرو چیزی متوجه بشن؛ بچه ها رو بر می‌گردونن و همه ی ماجرا رو براشون تعریف می‌کنند.

ولی باز هم خسرو با بچه ها قرار می‌ذاره. توی راه برگشت از کافه‌، با دیدن تصادف وحشتناک که نزدیک بود جون‌شون رو بگیره، از هوش می‌رن.

بعد از چند روز که به هوش میان، متوجه می‌شن که یک‌ سری ویژگی های هوشی بهشون اضافه شد.

با برگشت دختر کوچک انوشیروان، خورشید، همه دوباره کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کنند.

ولی، این آخر ماجرا نیست.

همراه باشید.





مقدمه:



ای عشق، تو را به رخ کشیدن ممنوع.

در محضر می، جان سپردن ممنوع.

چشمان همه بسته، مردمک‌ها همه قفل،

چشمی به سرای دوست کشیدن، ممنوع.

دستان همه بسته، عاطفه مسکوت است.

دستی به صفای یار کشیدن، ممنوع.

گوش‌ها همه کر، قصه گو خاموش است.

صوتی به جز از صدای الحمد، ممنوع.

جانان همه خسته، دلبران خاموشند.

بیداری و شب به صبح رساندن، ممنوع.

نقشی مکش از صورت گلگون نگار،

طرحی به جز از کلت و مسلسل، ممنوع.

سر نیست اگر فدای یارش نکنیم.

این بار گران به دوش کشیدن، ممنوع.

گل را چه شده؟ خانه بی گلدان است.

جز خار و دریغ در این سراچه، ممنوع.

یک حرف بس است برای دلداری یار،

دستی به قلم نامه نوشتن، ممنوع.





(کیان)



روی بالکن ایستاده بودم و دست هام رو طبق معمول، توی جیب شلوارم بردم. انوشیروان هم داشت سیگار می‌کشید.

- انوش، می‌گی چی کار کنیم؟

- نمی‌دونم، کم آوردم کیان.

- منم، ولی چاره چیه؟

یکی از صندلی ها رو کشیدم بیرون و روش نشستم. از توی جیب شلوارم، پاکت سیگارم رو بیرون آوردم.

پاهام رو انداختم روی هم. سیگارم رو بین انگشت هام گرفتم.

- به نظرم که اشتباه کردیم کیان.

- دقیقا کجا رو می‌گی؟

یه پوزخند گوشه ی لبم جا خوش کرد. چند ساله داریم اشتباه می‌کنیم، ولی به روی مبارک خودمون هم نمیاریم.

انوش هم برگشت سمت من و دستاهاش رو توی موهای یک دست سفیدش، شونه وار کشید.

- نباید باهاش معامله می‌کردیم.

- گذشته ها گذشته. حال رو بچسب.

پک عمیقی از سیگار گرفتم. دودش رو فرستادم بیرون. کمی مایل ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

سعید بهشتیارگاسم جنسیچربی شکمبهبود سردرد به روش سنتیلیندزی دو(Lindsey doe)تعریف کردنمیخچهتیپولوژی وزبان بدنمهارت های شوهرانهبرای بانو جانقلبکلیپ زناشوییچگونه به دیگران نه بگویم؟راز جنسیانقباض های دوره پیش از قاعدگیرابطه مقعدیدعواییدانستنیروابطهمسرتاننگه داشتن جریان ادرارتستوسترونسلامتیآروممفشارخونمستجهنگشادیدهمسیاست زنانههمسرداریدردمعدهرازیانهتقویت استخوان رفع ضعف ولاغری.درزانو دردذڪر لینڪماسکهای عطارباشیپیازگیاهان داروییدرمان بی خوابیپنبهبرفک و جوش دهانخمیر پیتزاطلاعطاری خراسانیانگورگرمی مزاجلیست غذاهای معتدلبرسبسپاسهسوال 27حنا+بنفشهزعفرانببینیدابروتخمدانقلبپروتئینخواص پنیرککِفیرمراجعه به مشاور قبل بارداری کناره گیری و انزوا طلبی چربی مودیکلوفناک پست عمومیتست قندخون نباید انگشتخارششیمیاییلینک عضویتانسولین ریگولار واریوپپتیللینک عضویتلینک عضویتخطر سقط عمدی جنین برای مادرروشهای مختلف جراحی کورتاژ وزنسردرد،توهممدت زمان نگهداری خون بندناف به صورت منجمد اختلالات اسپرموگراممنابع⬅️جگر،کیست کلیهفشارخونمعدهشیمیاییتسکین دردهای عضلانیزیرهپوستیعلایم کم خونی در بارداریتب کیو،موفقیت
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت