عاشقی ممنوع!


نام رمان : عاشقی ممنوع!

نویسنده : meli770

ویراستار:GOJE_SABZ

ژانر : اجتماعی، عاشقانه، معمایی

خلاصه:
رمان عاشقی ممنوع درمورد چهارنفره که توی خانواده شون، عاشقی ممنوعه و به خاطر عاشق شدن طرد میشن.بر اثر یه اتفاق که برای هرکدوم از بچه ها می‌افته، حس ها و توانایی هایی توی بچه ها نسبت به بقیه بیشتر میشه. به غیر از این چهارتا، چهارتای دیگه ام هستن که اون ها هم همین طورن. ازطرفی، چندنفر به خاطر این توانایی هاشون دنبالشون.
ولی چرا توی این خاندان، عاشقی ممنوعه؟



به نام خدای مهربانی ها​

مقدمه:

«ما گنهکاریم، آری جرم ما هم عاشقی است

آری اما آن که آدم هست و عاشق نیست، کیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، همان جان کندن است

دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است، نیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، لبی بی خنده است

بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

زندگی بی عشق اگر باشد، هبوطی دائم است

آن که عاشق نیست، هم این جا هم آن جا دوزخی است

عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است

می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟

تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب

بر در و دیوار می پیچد طنین چیست؟چیست؟»

قیصرامین پور

پست اول

فصل اول:​

کیارش:

مخم داشت ازدست این وروجکا می‌ترکید دیگه، وایی! خدا سرم، کی می‌گیرین بکپین؟

دیگه نتونستم تحمل کنم؛ پا شدم و پایین رفتم که دیدم دارن بازی می‌‌کنن؛ اون هم جرئت و حقیقت .

واقعا دیگه تحمل نداشتم، صدای بازی اینا از یه طرف، صدای تلویزیون از یه طرف، صدای آهنگی هم که ازگوشی یکی شون پخش می‌شد، هم به یه طرف!

دقیقا فقط چشم هام رو بستم و صدام رو همچین پس کله ام انداختم که تا ده کوچه اون طرف تر هم رفت، درعرض دو دقیقه همه جا ساکت شد!

درعرض یک دقیقه همه شون رفتن بالا . کلا روی هم شد سه دقیقه.

وقتی رفتم بالا چراغ های اتاق همه خاموش بود ! صدا حتی از دیوار هم درنمی‌‌اومد، آخیش!

نمی‌دونم چه حسابیه، شب های پنج شنبه، خونه ی من بدبخت میان و دورهمی می‌گیرن؟!

من نخوام باید کی روببینم؟هان؟خیرسرم برگشتم ایران آرامش داشته باشم، هوف واقعا ازدست همه کلافه بودم !

وقتی توی اتاقم رفتم، خواب از سرم پریده بود، وقتی از آمریکا برگشتم، دیگه کیارش چند سال پیش نشدم. نه من، نه دادمهر، همون دادمهر شد.

نه کیانوش همون کیانوش، نه نازمهر همون نازمهر، نه کیانا همون کیانا و نه رویا همون رویا!

وای که وقتی به یادش می‌افتم، چشم هام پر از اشک میشه و تو خاطرات غرق میشم.

وای خدا! داشتیم زندگیمون رو می‌کردیم، دیدی؟! دیدی چه بلایی سرمون اومد؟

هی!فقط، فقط انگار باید می‌رفتم حال اینارو می‌گرفتم تا آروم شم!

نمی‌دونم چه مرگمه؟امشب از اون شب هاست که به هیج وجهحالم دست خودم نیست. مخصوصا با این کاری که سوزی وعسل و سیاوش و سعید کردند. بدکردن، بدکردن توی کارای مادخالت کردن،بدکردن.

خواستن ازهمه چی سر در بیارن، بدکردن که الان باهاشون چپ افتادم، بدکردن که الان جواب سلام سوزی وعسل رو هم نمیدم.

باورم نمیشه، روی سوزی و عسل، بدجور تعصب داشتم، اصلا یه جور دیگه دوستشون داشتم، ولی نباید توی کارامون دخالت می‌کردن!

حتی دادمهر هم خیلی وقته با سوزی سرسنگینه، الان دقیقا یه پنج ماهی میشه. امشب بعد از مدت ها دیدمشون، چهارتاشون رو!

نمیگم دلم براشون تنگ نشده بود، اتفاق اون قدر دلم تنگ بود که خودم خبر نداشتم! امشب با دادمهر تصمیم گرفتیم یه ذره نرم تر باشیم.

ولی، ولی حال این چهارتا خوب نبود ، نمی‌‌دونم چرا؟ تا اون جایی که من یادمه، چهارتاشون خوب بودن !

عالی، فقط کارشون سرک کشیدن توی کار بقیه بود ولی نمی‌دونم امشب چشون بود؟! تا پنج ماه پیش، همه چی خوب بود .

من و دادمهر همیشه هوای این چهارتا رو داشتیم، همیشه از همه ی کاراشون خبر داشتیم ولی این چند وقته، اصلا، اصلا انگار نیستن!

هرچی بابا و خان عمو گفتن گوش نکردیم . مگه بابا وقتی من چندسال پیش بهش گفتم، قبول کرد؟ لج کرد، بدتر یه ترسی توی دلم افتاده.

از وقتی باهاشون قهریم، نمی‌دونم چیه این ترس؟! فقط خدا به خیر بگذرونه؛ چون دیگه حوصله ی دردسر جدید ندارم. هنوز داد هایی رو که که سر سوزی وعسل کشیدم، یادم نرفته.

داد هایی که سرسیاوش وسعید کشیدم! نه فقط من، دادمهر هم همین طور . فقط خداروشکر کیانوش بعدش اومد!

چون اون داد نمی‌زد، عربده می‌کشید. اصلا به اون ها چه که دخالت می‌کنن. قول دادم با هیچ کدوم کاری نداشته باشم!

ولی امشب بدجور حالشون گرفته بود، سوزی که حتی یه لحظه هم یه جا بند نمی‌شد، یه گوشه پای گوشی اش نشسته بود.

عسلی که یک لحظه خنده از روی لبش کنار نمی‌رفت، یه گوشه نشسته بود و اخماش توی هم بود.

سیاوش هم کلا توی حیاط بود، ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

قدمسر سنگینی به موقعزناشویی اسلامیآقایان بخوانندخودارضاییکلیهسرکه سیبروانشناسیپزشکان آنلاینچالش۹۶همسردارینکاتحرف حسابطلاقخانم ها بدانندآموزشیاندامهای جنسی زنانهارگاسمبدانیمصراحتآقایان بخواننداحکامخانمها بدانندتنها نگذاشتن همسرجنسی زناشوییمتوجهکلیپسرکار خانم پرتو اعلمبخواهیمدلایل اختلال نعوظسکسکهشکمدرمان زخم سر پستاندرباره روغن کنجدزیبایی فرزندوب سایتسیرافسردگیتاج خروس(گلدیابت بارداریلاک مغسولروغن جوجوبادرمان قطعی جوش صورتتقویت قوای شهوانیروزهسوزش ادرارآلو‌ورا+کاهش دهنده قندخونمالیدن روغن خراطین اصلبلغممسمومیتهاخواص کنجداسطوخودوسدیابتمسواکصابون زردچوبهدرمان قرقر شکمانزالعرقیجاتتقلباتتفاوت داروهای لیدوکایین و آمیودارون منابعغلاتلینک عضویتپزشککودککلیهآکنهامگا3تستوسترونمواد غذایی حاوی آنتی اکسیدان سدراشکال رایج بارداریقرصلینک عضویتگرمسیریایبوپروفنلینک عضویتتست عملکرد ریه PFT⬅️برایلینک عضویتفولیک اسید-دیفن هیدرامینونتولینلینک عضویتلینک عضویتبارداریمشکلات تنفسی و نقائص قلبی در تمامی مبتلایان تغذیهدکتر خالوندیپنی سیلین G
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت