دنیای من


رمان دنیای من

نویسنده : نگین موسوی

تعداد صفحات : 74

ژانر : عاشقانه

خلاصه رمان :

دنيا دختر شيطون و سرخوشى که با برگشتن خالش به ايران زندگيش دستخوش تغيراتى ميشه .......تغيراتى از جنس عشق......


اه صداى ساعت رو مخم بود
زود خاموشش کردم تا پاشم آماده شم برم دانشگاه
صورتمو شستم يه شلوار لى يخى با مانتوى مشکى پوشيدم يه رژ صورتى و ريمل کارم تموم شد
سريع ساعت رولکس نقره ايمو انداختم و کتونى الستار مشکىمو پوشيدم و سوار 206آلبالويى خوشگلم شدم و رفتم دنبال رويا(دوستم).
اها راستى يادم رفت خودمو معرفى کنم اسمم دنيا رستگار 22 سالمه معمارى ميخوانم و بچه ى اخرم -سلام دنى خره خودم
+چندبار بهت بگم به من نگو دنى بعدشم سلام
-خو ببخشيد
رسيديم دانشگاه هنوز ىه ربعى مونده بود تا کلاسمون شروع بشه
رفتيم سر کلاس ....
کلاس تموم شد رويا رو رسوندم و رفتم خونه
-سلام مامان خوشگلم
+سلام دخترم خسته نباشى -مرسى مامانم ناهار چى داريم گشنمه...
+غذايى رو که دوست دارى
-نگو که سبزى قورمه ست
+چرا خودشه
-ايول
رفتم لباسمو عوض کردم تا اومدم بشينم زنگو زدن رفتم درو باز کنم
-سلام داداشى خسته نباشى
+سلام جوجه چطورى؟
-خوف
+سلام پسرم برو لباستو عوض کن بيا ناهار بخوريم
-سلام مامان خانوم گل چشم برم دوش بگيرم بيام
+بدو دانيال گشنمه..
-مگه جوجه ها هم گشنشون ميشه
+پ ن پ فقط خرسا گشنشون ميشه
تا اين حرف رو زدم دويد دنبالم منم با داد رفتم شت مامان قايم شدم
-جوجه تو که ميترسى چرا ميگى
+کى من من ميترسم
-آره تو ميترسى اگه نميترسى بيا اين جا
+نميام
ديدم همينطورى داره مياد جلو خودمو شبيه گربه شرک کردم ميدونستم با اين کارم دلش نمياد کارى کنه -قيافتو اينجورى نکن کاريت ندارم
تا اينو گفت نيشم باز شد
مامان:فردا خاله نگارتون مياد
+،واقعا؟
-آره دارن براى هميشه برميگردن ايران -ميخوام فردا نرى دانشگاه و کمکم کنى عصرم با دانيال بريد خريد
+چشم
ساعت 5 بود حاضر شدم و از اتاق اومدم بيرون همزمان دانيال با من از اتاقش اومد بيرون +اووووووف دانيال چه خوشمل شدى ايندفعه ميخواى مخ کدوم بدبخت فلک زده اى رو بزنى
-اصلا به من ميخوره از اين کارا کنم
+اصلا
رفتيم خريدا رو گرفتيم و اومديم خريدا رو با دانيال آوردم بالا
تصميم گرفتم برم يه دوش بگیرم.
از حموم اومدم و بعد اينکه لباسامو پوشيدم رفتم پايين زنگ و زدن رفتم در رو باز کردم -سلام بابايى خسته نباشى
+سلام دخترم مرسى
رفتم چاى ريختم و براى بابا بردم
بعد از شام من رفتم تو اتاقمو رو تختم دراز کشيدم و هندزفریامو گزاشتم تو گوشم و کم کم با صداى آهنگ خوابم برد
از خواب بيدار شدم لباسامو عوض کردم و ىه آرايش ملايم کردم و رفتم پايين داشتم از پله ها ميومدم پايين که يهو پام سر خورد
و داشتم.ميوفتادم که دست کسى دور کمرم حلقه شد.
گرخيده بودم در حد تيم ملى برگشتم تا ببينم ناجيم کيه
يهو يه پسر خوشمل رو ديدم منم که هيز داشتم همينطورى نگاش ميکردم که با گفتن (راحتى؟)به خودم اومدم و دست از هيز بازى برداشتم.
مامان:آرتين خاله بيا ديگه -الان ميام خاله جون
دروووووووووووغ اين الان آرتينه چى شده!!!
اى جوووون چه خوشمل شده چه هيکليم ساخته
بابا تيريپ،بابا خوشگل،بابا هلو.
به خودم اومدم و سرى کشيدم کنار و رفتم پايين. سلام به همگى
حس کردم رفتم تو بغل يکى چه بغل تو بغليه امروز.
خاله:واى دنيا خاله خودتى چه قدر بزرگ شدى ،چه قدر خانوم شدى تو
از بغلش اومدم بيرون و بعد از سلام و احوال پرسى نشستم تا صبحانه بخورم.
از بغلش اومدم بيرون و بعد از سلام و احوال پرسی نشستم تا صبحانه بخورم.
گوشيم داشت زنگ ميخورد از جيبم در آوردم.
-سلام
+سلام چطورى؟
-خوبم تو چطورى؟
+منم خوبم دنيا پايه اى بريم با بچه ها بيرون
-آره بريم
+پس ساعت 5:30با بچه ها دم درتونيم
-باشه باى.
+باى.
-مامان قرار ه عصر با بچه ها بريم بيرون.
مامان:باشه بريد خوش بگذره.
ساعت 5 بود که رفتم حاضرشم.
لباسمو پوشيدم نشسته بودم و منتظر بچه ها بودم. رويا يه تک زد و من رفتم بيرون و چون ماشينم خراب بود سوار کوپه ى دانيال شدم و رفتم و بچه ها سوار شدن و آرام فلششو داد تا آهنگ بزارم.
سقف ماشین رو باز کردم و آهنگ داديم رفت تورو (سوگند)رو گزاشتم.
بچه ها هم داشتن باهاش ميخواندن.
تو ترافيک گير کرده بودیم که ماشین بغليه که يه بنز بود توش چند تا پسر سوسول نشسته بودن هى تيکه ميپروندن و رو مخم بودن.
پسره که بغل دست راننده نشسته بود گفت:پايه اى کورس بزاريم.
داخل کوچه و وايسادم.
آرام:دنيا دمت گرم.
رويا:عالى بود. -مرسى.
-خوب الان چى کار کنيم؟
رويا:برگرديم.
-باش.
بچه ها رو رسوندم و رفتم خونه.
سلام.
همه جوابمو دادن و من رفتم لباسمو عوض کردم و اومدم نشستم پیش دانيال.
دانيال: ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

سیاست های مردانهاین پیام را برای کسی که دوستش دارید ارسال کنیدﺁﻟـﺖ ﺗﻨـﺎﺳﻠﯽ‏)انتقادیتخم مرغپاپچربیزنبرای یک بانوراههای تشنه نگه داشتن همسرپدربارداریقاعدگیکلیپ زناشوییسیاست های همسرداریخارشانسانیتتقویت عضلات شکماجبار عاشقیﻭﺍﮊﻥحجاب فضای مجازیپاسخخانومانهآقای خسیسجنسیشکستخانومانههیستوریگرسنهخواسته جنسیشیربادامصبحانهزیره-عنابعرق کردنکم کردن بلغم در بدنسلامتیفیبروم رحمغده های چربی زیر پوستلاغریبرنج سبوس دار کرچکبهترین جایگزینهاباز کننده عروقچربی سوز بسیار قویآناناسوزوز گوشدرمان قطعی جوش سرسیاهآب سبزیجاتساخت ماسک صورتاعصابسرطانویدیودندان دردمیگرندانستنیهاانیسونموارد موثر در زیبایی جنینمنابع گیاهی آهن@atarbashiآکسارناهارهای رژیمیسهCefixime400آنژین پکتوریس قهوهدرمان بیماری تخمبهترین کاندیدهای ماموپلاستی زانو،آهنضدبارداریعوارض جانبی رنگ کردن موهاکلسیم،اسهال(عوامل‌ افزایش دهنده‌ خطر اسکلریت Scleritis باریوم X-rays شوک کاهش دهنده چربیمردان واقعی وفا دارند❤️عوارض عدم درمان تقویت کلیهباقالی پلو با ماهیچه روشهای تشخیص سلنیم نکاتتخمدانشیره انگور
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت