کفش قرمز


نام کتاب: کفش قرمز

نویسنده: رویا رستمی

خلاصه، توضیحات:
نمی خواد هنرپیشه بشه، نه انگیزه هست نه خواست قلبی، اما اگه عاشق آریو برزن باشی؟ مرد قلب دزدمون که هنرپیشه اس و پر از غرور؟ اگه این مرد قلب بشکنه و غرور له کنه و تپش قصه مون مرد بشه برای مقابله کردن حرفیه؟ اگه پدر دکترش مجبورش کنه به کنکور پزشکی دادن و اون تست هنرپیشگی بره برای ثابت کردن خودش به آریوبرزنی که قلب شکونده حرفیه؟


فصل اول

نگاه دوخت به گروه فیلمبرداری و شوق پر کشید بر قلبش از دیدن آن مرد مغرور و جذاب که می دانست داشتنش اگر محال نبود اما در

هرگزها جولان می داد.اما دل بود و عشق و خواستن این هرگز!

نسترن بهترین دوستش سقلمه ایی به پهلویش زد و گفت: قراره این لوکیشن عاشقانه باشه!

اخم درهم کشید و قلب مچاله شد از این حسادت هایی که می دانست فقط خنجر است!

نسترن با دیدن قیافه اش خندید و گفت: باز حسود شدی؟ خوبه حالا فقط فیلمه! بعدم طرف اصلا می دونه تو کی هستی چی هستی و

عاشقشی که فورا اخم می کنی؟حالا ببین چند تا دوست دختر داره! قیافه اش معلومه از اوناس!

طاقت تمام کرد از حرف های نسترنی که می دانست حقیقت داشتنش مانند طلوع هر روزه ی آفتاب است.پر از حرص گفت:

-بس کن نسترن، کشتی منو با این موعظه های همیشگیت!

نسترن بی خیال شانه ایی بالا انداخت و خندید.تپش نگاه دوخت به صحنه که با سروصدای کارگردان توجه اش به طرف چپ جلب شد.

آریوبرزن وارد صحنه شد.با تمام غرور و شیفتگیش دستی برای مردم عادی که برای تماشای فیلم برداری دور و برشان جمع شده بودند

تکان داد و با اشاره ی کارگردان در مقابل بازیگر زن ایستاد.تپش خیره خیره نگاهش کرد.این مرد زیادی جذاب بود.ناخودآگاه لبخندی روی

لب هایش نشست.باز هم رویاهای همیشگی به سراغش آمده بود.عشق بود و تپش و آریو!

دشت بود و گل بود و پروانه!

دست های قفل شده، نگاه های عاشقانه و لبخندهای زندگی!

نسترن سقلمه ایی به پهلویش زد و گفت:هوی کجایی کفش قرمز؟ داره بهش میگه دوست دارم.

تپش نیش خندی زد و گفت:فیلمه، بی خیال!

نسترن ابرویی بالا انداخت و گفت:نه بابا؟! تموم شد، رفت تو کانکسی که گریم داره.

تپش چشم چرخاند و مرد رویاهایش را ندید.آهی کشید و منتظر شد تا دوباره از کانکس بیرون بیاید.نسترن با ذوق گفت:

-هی دختر، تو چرا نمیری تو کانکس؟

-تو باز آی کیو شدی؟ با این همه آدم و محافظ من کجا برم؟

-خره من راهشو بلدم اما اول تو بگو دلشو داری بری بهش بگی عاشقشی؟

تپش نگاهش کرد آرزویش نزدیک بود؟ مردی پر از غرور در مقابل دختری عاشق!

می توانست این شانس فقط برای همین یک بار بود! سرش را تکان داد و مصمم گفت:می تونم.

-پس بسپرش به من.حالام باهام بیا.

نسترن دستش را گرفت و او را از میان جمعیت مشتاقی که به صحنه چشم دوخته بودند بیرون کشید.تپش کنجکاوانه پرسید:

-داریم کجا میریم؟

-میریم طرف پارکینگ ماشینا.

تپش با تمام خنگیش گفت:چرا اونجا؟ مگه قرار نبود بریم کانکس؟

نسترن با تمسخر و خنده گفت:خنگ نبودی اینم شدی؟ تو کانکس به قول تو با این همه محافظ کجا بریم؟ میریم پارکینگ کنار ماشینش

وایمستیم تا وقتی فیلمبرداری تموم بشه که با توجه به آفتاب که داره غروب می کنه احتمالا آخراشه.تموم شد میاد سوار ماشینش

بشه تا بره.همون موقع سوار ماشین میشی و حرفاتو می زنی.تا حرفتم نزدی پایین نمیای.

تپش ایستاد.چقدر می توانست پرو باشد برای گفتن حرف هایی که دو سال در دلش انبار شده بود؟

نسترن دستش را کشید و گفت:پس چت شد؟

تپش باز رویاهایش جولان داد و شکوفه بر لبش نشست و عزمش جزم تر از همیشه! قدم تند کرد و شانه به شانه ی دوستی که

می دانست در تمام این عشقی که دلیلش هم جز هرگزها بود همراهیش کرده بود هم قدم شد.نسترن جلوی مزدا تری سفید رنگی

ایستاد و گفت:خودشه.

تپش به ماشین تکیه داد و گفت:همیشه سر فیلمبرداری با این میاد.اما بچه ها میگن هر وقت میره بیرون خوش گذروانی دیدنش ماشین

آنچنانی میزاره زیر پاش.

-عزیزم داره پول پارو می کنه.حرف اولو تو سینمای ایران می زنه.پول نده بابت ماشین؟ جوونه باید خوش بگذرونه.

تپش شانه ایی بالا انداخت و چشم ریز کرد تا از آن دور صحنه ی فیلمبرداری را ببیند.نسترن گفت:

-زور نزن خیلی دور شدیم.

شاید حدود نیم ساعت ایستاد تا صدای کارگردان که از دور به زور می رسید نوید اتمام فیلمبرداری را می داد.نسترن روی پاهایش نشست

و گفت:مردم.خداروشکر تموم شد.

تپش با استرس به جمعیت که پراکنده می شدند نگاه کرد.قلبش ضربان گرفته بود و این بی تاب عجیب بود.بدنش به مهمانی لرز رفته بود.

صدایی گام سنگینی که نزدیکشان می شد ضربان قلبش را سنگین تر کرد.نسترن بلند شد دستش را گرفت و گفت:

-موفق باشی رفیق.

تپش ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

سیاست های مردانهاین پیام را برای کسی که دوستش دارید ارسال کنیدﺁﻟـﺖ ﺗﻨـﺎﺳﻠﯽ‏)انتقادیتخم مرغپاپچربیزنبرای یک بانوراههای تشنه نگه داشتن همسرپدربارداریقاعدگیکلیپ زناشوییسیاست های همسرداریخارشانسانیتتقویت عضلات شکماجبار عاشقیﻭﺍﮊﻥحجاب فضای مجازیپاسخخانومانهآقای خسیسجنسیشکستخانومانههیستوریگرسنهخواسته جنسیشیربادامصبحانهزیره-عنابعرق کردنکم کردن بلغم در بدنسلامتیفیبروم رحمغده های چربی زیر پوستلاغریبرنج سبوس دار کرچکبهترین جایگزینهاباز کننده عروقچربی سوز بسیار قویآناناسوزوز گوشدرمان قطعی جوش سرسیاهآب سبزیجاتساخت ماسک صورتاعصابسرطانویدیودندان دردمیگرندانستنیهاانیسونموارد موثر در زیبایی جنینمنابع گیاهی آهن@atarbashiآکسارناهارهای رژیمیسهCefixime400آنژین پکتوریس قهوهدرمان بیماری تخمبهترین کاندیدهای ماموپلاستی زانو،آهنضدبارداریعوارض جانبی رنگ کردن موهاکلسیم،اسهال(عوامل‌ افزایش دهنده‌ خطر اسکلریت Scleritis باریوم X-rays شوک کاهش دهنده چربیمردان واقعی وفا دارند❤️عوارض عدم درمان تقویت کلیهباقالی پلو با ماهیچه روشهای تشخیص سلنیم نکاتتخمدانشیره انگور
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت