گروگان دوست داشتنی



گروگان دوست داشتنی

نویسنده : صحرا71

خلاصه:

داستان درمورد یه دختر به اسم پونه است.با دوست پسرش کار اموز وکالته. پونه که یه دختر صد درصد فمنیستیه(طرفدار حقوق زناس خیر سرش) خبری بهش می رسه که دادگاه مردی که به سه زن حامله تجاوز کرده داره به نفع قاتل پیش می ره اونم برای اینکه قاتل محکوم به اعدام شه وکیل قاتل و می دزده.که وکیل تا جلسه اخر داد گاه نتونه بره و از قاتل دفاع کنه اما… پایان خوش…

این کتاب جلد دومی هم داره… به اسم عشق و جنگ…


راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن
****
(فصل اول)

داشتم خواب بد می دیدم. که صدای مادرم و شنیدم:
_پونه بلند شو کلاست دیر شد.
کم بود جن و پری اینم از دریچه پرید...خدایا چرا این مامانا اینقدر گیر
می دن؟ ملتمسانه گفتم:
_بیخیال شو مامان بذار بخوابم.
_نه خیر نمی شه.میخوای این ترم اخری اخراج شی؟
تو جام نیم خیز شدم.ای لعنت بر این شانس من که حتی خوابیدن هم برام حرامه.چشام تار می دید ولی باز تو چشای عسلی خمارش خیره شدم و پرسیدم:
_چرا اخراج؟
_چون همه کلاسات و غیبت می کنی.
دوباره دراز کشیدم .مامان با لگداش مجبورم کرد از روی لحافت برم کنار در عرض دوثانیه لحافتم و جمع کرد.باشه حالا که لحافتم و جمع می کنه رو زمین می خوابم.یه بالشت و گذاشتم زیر سرم یه بالشتم گذاشتم لای پام و دوباره خوابیدم.ییهو همچین لگدی زد که دادم به اسمون هفتم رسید:
_اییییی مامان چرا لگد می زنی؟
_گفتم بلند شو برو کلاست دیر شد...
با حرص از جام بلند شدم.همونطور حرصی رفتم دستشویی.دست و صورتم و تو دستشویی حیاط شستم.حوله به دست اومدم تو اتاق مامان سفره رو پهن کرده بود با پریا نشسته بود و صبحانه می خورد.لباسام و عوض کردم کیفم وبرداشتم و کنارشون نشستم.
بابام دبیر باز نشسته است که الان برای تامین مخارج دانشگاه من رانندگی می کنه.پدرم ازادی عمل بیشتری به من می ده تا مادرم.مادرم یه کم متعصبه یه کم که چه عرض کنم.زیادی متعصبه.پریا هم خواهر زاده امه.سه سال پیش وقتی خواهر دوقلوم پریا رو باردار بوده به قتل می رسه.شوهرش هم که پلیس بوده می کشن.پریا الان یه جورایی خواهر منه.
دستم و کشیدم به سرش و گفتم:
_جوجوی اجی چطوره؟
_خوبم اجی جون.
چهره پریا دقیقا مثل من و خواهر خدابیامرزمه.چشمای درشت قهوه ای.موهای مشکی پوست سفید بینی کوچیک ولبای جیگری متوسط.
یه عجوبه ایه این بچه.با من هم که مو نمی زنه.
خود این جانب هم کاراموز ترم اخر وکالت ام.ایشالله ماه بعد فارغ التحصیل می شم.به سلامتی.
مامانم یه لقمه نون و پنیر گرفت سمتم یه نگاه محبت امیز بهش انداختم و لقمه رو گرفتم که چشم به لب باد کرده اش افتاد پقی زدم زیر خنده.
حالا بخند کی نخنددرحالی که اماده فرار بودم گفتم:
_قربونت برم دسته به دسته روی لبات بوسه جلال نشسته
چهره اش دیدنی بود از جام پریدم.در جانونی و به سمتم پرتاب کرد که جاخالی دادم پریای که از خنده غش کرد.مامان و کارد بزنی خونش در نمیاد.همیشه می گه الگوی بدی برای پریا ام.حرفام وکارام...
دستش و به علامت تهدید بالا برد و گفت:
_مگر این که گیرت نیارم.دختره ی بی حیا .خجالت هم خوب چیزیه.
از پشت در درحالی که سنگر گرفته بودم گفتم:
_مادرخوشگلم اخه لبای خوشگلی داری همه رو وسوسه می کنه.
ووی الان دیگه اوج عصبانیته.به سمتم خیز برداشت که از در خونه پریدم بیرون.
مامان معصومم خیلی خوشگلتر از من و خواهر خدابیامرزمه.موهای روشن چشای عسلی اصلا من یه چیز می گم شما یه چیز می شنوی.بابام هم دست کمی از مامانم نداره.چشمای قهوه ای تیره.هیکل چهارشونه موهای پرپشت و مشکی.
سوار اتوبوس شدم.ماشالله جای سوزن انداختن هم نداره.له لوردیده شدم.
صدای گوشیم از تو کیفم اومد رضا هم کلاسی ام بود جواب دادم:
_بله.
_پونه کجایی بیا دیگه...
_دارم میام. تو ماشین داری بچه پولدار من باید با اتوبوس بیام.
_خب صددفعه گفتم بیام دنبالت.خودت نخواستی.
_که مامانم دهنم و سرویس کنه بلانسبت؟
_باشه حالا چرا جوش میاری؟ خداحافظ.
من و رضا دوسالی می شه که با هم دوستیم.پدرم معلم سرخونه اش بود. خانواده ...

ادامه رمان در نرم افزار موبایل زیر قرار دارد 👇👇👇


دانلود از کافه بازار
مطالب پیشنهادی
پربازدید ترین محصولات
پربازدیدترین مقالات

برچسب های دانستنی های جنسی و زناشویی و طب سنتی و اسلامی و پزشکی :

سیاست های مردانهجنینمردان پس از طلاقسیاست همسرداریهمســــرانـہزگیل تناسلیواسطههمسردارىصوت همسرداریروانشناسیاقدام به بارداریهمسرانپوزیشنپروتئین‌هایاحترام به همسرارگاسممعاشقهخشمایدزدرمان آسمStressجیمى اوانسهمسرانهزناشوییپسندمردانهمبستریمزاج شناسیرابطه جنسىتکیه گاهنقشجایگزین پنی سلینرفع صدای شکمدرمان@atarbashiAdMINانارآنتی اکسیدانماسکسوپ گندمصلواتدیابتپالمزغال اختهآکریلامید"آرتروزماه رمضاندیابتسردکله جوشغازیاقیعروقیائسگی زودرس‌درمان فوری سردردتسکین درد سنگ کلیهتیروئیدتقویت رودهعسلزخم معدهتدابیر روزه②پاکسازیعلل داغی کف پا همراه با غذا مرگمقدار۲ناشتایزندگیترامادولعلل بیماری شدت نیاز جنسی همسرتچرتداروسازانبالا بردن پاهاکدوعلائم آزمایشگاهی آپاندیسیت پوکی استخوان و راهکارهای درمانیﻋﻮﺍﺭﺽ ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺁﺑﺴﻪ ﻣﻘﻌﺪﯼ لیدوکائینسینوزیتاحساس تشنگی بسیار زیاد علل ترومبوز ورید عمقی پست تخصصیعلائم شوک آنافیلاکسی مرگسرطان پوست طرفداراننعوظسرطان خون لنفومی Lymphoma علائم بیماری مزاجتخمدان
کلیه حقوق این سایت متعلق به فروشگاه زنونه مردونه میباشد.

Sitemap نقشه سایت